+ نوشته شده توسط mesud eberkani در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت
15:56 |
+ نوشته شده توسط mesud eberkani در شنبه سی ام اردیبهشت 1385 و ساعت
21:48 |
+ نوشته شده توسط mesud eberkani در شنبه سی ام اردیبهشت 1385 و ساعت
21:37 |
پدر شدن باعث کم شدن هورمون مردانه می شود ایسکانیوز ـ نتایج تحقیقات دانشمندان دانشگاههای هاروارد و نوادا و چالیز در امریکا ،میزان هورمون تستوسترون در مردان متاهل دارای فرزند، کمتر از مردان مجرد ومتاهل بدون فرزند است. به گزاپدر شدن باعث کم شدن هورمون مردانه می شود ایسکانیوز ـ نتایج تحقیقات دانشمندان دانشگاههای هاروارد و نوادا و چالیز در امریکا ،میزان هورمون تستوسترون در مردان متاهل دارای فرزند، کمتر از مردان مجرد ومتاهل بدون فرزند است. به گزارش سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز،این دانشمندان با مطالعه بر روی 126 مرد مجرد،متاهل یا دارای فرزند بین 21 تا 38 سال دریافتند که میزان تستوسترون در افراد دارای فرزند از همه گروه های دیگر کمتر است. این دانشمندان معتقدند افزایش هورمون تستوسترون به تلاشهای همسریابی و رقابت مردان بایکدیگر ارتباط دارد درحالی که کاهش میزان تستوسترون به روابط زوجین و بویژه پدرشدن مربوط است. این محققان همچنین میگویند: کاهش هورمون تستوسترون موجب میشود والدین درمراقبت از فرزندان بیشتر با یکدیگرهمکاری کنند. نویسنده: جمالی رش سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز،این دانشمندان با مطالعه بر روی 126 مرد مجرد،متاهل یا دارای فرزند بین 21 تا 38 سال دریافتند که میزان تستوسترون در افراد دارای فرزند از همه گروه های دیگر کمتر است. این دانشمندان معتقدند افزایش هورمون تستوسترون به تلاشهای همسریابی و رقابت مردان بایکدیگر ارتباط دارد درحالی که کاهش میزان تستوسترون به روابط زوجین و بویژه پدرشدن مربوط است. این محققان همچنین میگویند: کاهش هورمون تستوسترون موجب میشود والدین درمراقبت از فرزندان بیشتر با یکدیگرهمکاری کنند. + نوشته شده توسط mesud eberkani در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385 و ساعت
21:46 |
یکی از عوامل موثر بر نارضایتی زنان از زندگی زناشویی (و در نتیجه بر میزان طلاق) "عدم رضایت زنان از روابط جنسی" با همسر است. به اعتقاد بسیاری از روانشناسان علیرغم موارد متعدد و متنوعی که به عنوان دلایل طلاق مطرح می شود، نارضایتی جنسی یکی از عوامل عمده ای است که به علل مختلف مطرح نمی شود و پنهان نگاه داشته می شود. این امتناع و ابا، به خصوص از سوی زنان دیده می شود.
بیشتر تحقیقاتی که در ایران صورت گرفته ازدیدگاه روانشناسانه و روانکاوانه به این مساله پرداخته است، در حالیکه به عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر در این مشکل، به میزان کافی پرداخته نشده است.به این معنا که در مطالعه عوامل دخیل در این مساله مثل انحرافات جنسی، دانش ناکافی درباره روش صحیح ارضای نیاز جنسی،ناهماهنگی در روابط جنسی، عدم اعتماد جنسی زوجین به یکدیگر، سردمزاجی،نوع نگرش افراد به روابط جنسی ،عدم اعتماد به نفس جنسی و فیزیکی ( نارضایتی از اندام، اندام جنسی یا قدرت جنسی) و ... رویکرد روانشناسانه بیشتر مورد توجه و بحث قرار گرفته است .در واقع در این رویکرد با مساله نارضایتی زنان از روابط جنسی به عنوان یک مساله شخصی و خصوصی برخورد شده است .اما آیا این مسائل خصوصی اند یا عمومی؟ سی رایت میلز(C.Wright Mills ) در کتاب " تخیل جامعه شناسانه " درباره تفاوت میان " مشکلات شخصی" و " مسائل عمومی" می گوید:" مشکل(a trouble) ، موضوعی است که تنها یک فرد و چند تن آدم دور و بر او، یا محیط اجتماعی و فرهنگی کوچکی را در بر می گیرد" اما مسائل) issues) به موضوع هایی که از این محیط فردی و محلی فراتر می رود و سراسر ساختار جامعه را در بر می گیرد، مربوط است. او برای نشان دادن تفاوت بین این دو، مثال زیر را می آورد: جنبش آزادیخواهی زنان نیز از بدو پیدایش با مساله روابط جنسی ، به عنوان عاملی که تا حد بسیار زیادی زندگی زنان را تحت تاثیر قرار داده و می دهد؛ برخورد کرده و نظرات گوناگونی در این زمینه داده است. انگلس در کتاب "منشاء خانواده، مالکیت خصوصی و دولت" می گوید، تک همسری از آغاز تنها برای زنان بوده است و در حالیکه زنان از هم نشینی با سایر مردان پرهیز داده می شدند و برای هر گونه بی وفایی و پیمان شکنی به سختی تنبیه می شدند، برای مردان چنین محدودیتی وجود نداشت . این نظام ( مردسالاری) در طول قرنها سلطه خود بر جوامع، سازوکارهای مناسب برای این سرکوب را به طرق مختلف، از جمله نسبت دادن این مناسبات به طبیعت بشریا تقدیرو خواست الهی، فراهم ساخته است. از این روست که گروهی از فمینیستها که سلطه جنسی مردان را عامل عقب نگاه داشته شدن زنان می دانند راهکار جدایی مطلق زن و مرد از یکدیگر و به عبارتی " استقلال جنسی " زنان را ارائه می دهند.اما گروهی دیگر در صددند با اصلاح نگرشهای رایج و نیز تغییر در برخی قوانین که منجر به "ستم جنسی" علیه زنان می شوند ؛ کفه های ترازوی روابط جنسی زن و شوهر را هم تراز نمایند. یکی از نتایج عمده و امیدوار کننده در اینگونه اقدامات تصویب قانونی در جهت محکومیت "تجاوز شوهر به زن" است که اکنون در تعداد معدودی از کشورها اجرا می شود. ب- بخشی دیگر شامل قوانینی است که در روابط زن و شوهر پس از ازدواج اعمال می شود.از جمله: البته به این موارد می توان بارداری های اجباری را نیز افزود که زندگی جنسی زنان را تحت تاثیر قرار می دهد و زمینه آن به صورت بی توجهی به" حق زن بر بدن خود" در قوانین ما فراهم شده است. + نوشته شده توسط mesud eberkani در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385 و ساعت
21:43 |
مقدمه: به راستی چرا بعضی از پیوندهای عاشقانه بعد از ازدواج گسسته شده و ازهم فرومی پاشد؟ آیا تا کنون از خود پرسیده اید که چرا بعضی از زوجها با یکدیگر همدلی و همفکری دارند و برخی ندارند؟ و آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که چگونه زنان و شوهرانی که مدعی بوده اند نمی توانند با همدیگر زندگی کنند، دوباره زندگی را با یکدیگر و حتی بهتر از قبل ادامه دهند؟
همان گونه که می دانید، اکثر صاحبنظران دینی، روان شناسان، جامعه شناسان و... علت اصلی اختلافهای خانوادگی ومسائل زناشویی را سوء تفاهم و فقدان رابطه عمیق میان زوجین عنوان می کنند و شاید تنها راه حل و فصل مسائل زناشویی و رسیدن به یک خانواده متعادل را «ایجاد تفاهم و همدلی» می دانند. برای توضیح و تبیین سؤالات و مطالب فوق، چکیده ای از رهنمودهای تربیتی صاحبنظران و روان شناسان به شما زوجهای جوان و زنان و مردان با فضیلت، شما خوبانی که خواهان رسیدن به یک زندگی آرام، شاد و توام با معنویت هستید، تقدیم می شود. پی ریزی پایه های زندگی با صداقت : بینش تکاملی و تحولی: مثبت گرایی در برابر منفی گرایی: علاقه و تمایلات همسرتان را در نظر بگیرید: تبادل عاطفی در برابر انجماد عاطفی: + نوشته شده توسط mesud eberkani در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385 و ساعت
21:38 |
+ نوشته شده توسط mesud eberkani در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385 و ساعت
21:29 |
+ نوشته شده توسط mesud eberkani در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385 و ساعت
20:56 |
+ نوشته شده توسط mesud eberkani در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385 و ساعت
12:42 |
مي دونم دلت شكسته مي دونم غم تو دلت نشسته ، نمي خوام نمك بپاشم ، مي خوام مرحمي برات شم ، ولي چيكار كنم كه وقتي دلمو شكستي هيچكي برام مرحم نشد ، اگه مي بيني نمي تونم مرحم خوبي برات باشم همش واسه اينه كه كسي مرحمم نشد .
خسته شدم از اين روزگار ، از اين روزگار بي تو ، پس كي مي آيي ؟ آخه تا كي بايد منتظر باشم ؟ مي دونم بر مي گردي ، مي دونم مال خودمي ، ولي چه كنم كه دلم راضي به اين جدايي نيست .
حرفاي ناگفتني برات خيلي دارم ولي بغضم نمي زاره دلم خالي شه .
بخدا من نمي دونستم غم چيه ؟ غصه چيه ؟ درد چيه ،؟ دوا كدومه ؟ تو يادم دادي درد چيه غصه كدومه
بخدا دريچه قلبمو به روي همه بستم آخه فقط مي خوام تو، تو دلم باشي ، همه مي گن اون ديگه مال تو نيست ، همه مي گن دلش يه جاي ديگه است ، مي گن كه اون لايق عشق تو نيست .
+ نوشته شده توسط mesud eberkani در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385 و ساعت
12:29 |
در مأخذ ومنابع از مقبرة الشعرا یا آرامگاه شاعران در سرخاب تبریز تا قبل از قرن هشتم نامی برده نشده و قدیمی ترین تذکره فارسی، یعنی لباب الالباب محمد عوفی که ظاهراً در سنه 618 تألیف شده و شرح حال شاعران قرن هشتم مانند خاقانی و ظهیر را که در مقبرة العشرا دفن شده اند، نگاشته است. نامی از مقبرة الشعرا نبرده و از این روی قدیم ترین کتابی که نام مقبرة الشعرا سرخاب را به صراحت دارد نزهة القلوب حمدالله مستوفی است که در سال 740 هجری قمری تألیف شده ودیگر تاریخ گزیده اوست که در سال 730 هجری قمری تألیف شده است. در حال حاضر مقبرة الشعرا در خیابان ثقة الاسلام جنب خیابان عارف و تقریباً حوالی تکیه حیدر واقع شده است. اگرچه زلزله ها وسیل های بنیان کن اثری از مزار بزرگان آرمیده در این مکان بر جای نگذارده است باری قداست مکان موجب بنیاد بنایی شد که امروزه به مثابه سمبلی نمایه ای است از تبریز کهن. از واپسین مشاهیری که در این مقبره دفن شدند، ثقة الاسلام شهید شهدای والامقام مشروطه در صدر مشروطیت و استاد سید محمد حسین شهریار شاعر بلند آوازه معاصر را می توان نام برد. معروف ترین آرمیدگان مقبرة الشعرا به شرح زیر می باشند: اسدی طوسی ، قطران تبریزی ، مجیر الدین بیلقانی ، خاقانی شیروانی، ظهیر الدین فارابی ، شاهپور نیشابوری ، شمس الدین سجاسی ، ذوالفقار شروانی ، همام تبریزی ، مغربی تبریزی، مانی شیرازی، لسانی شیرازی، شکیبی تبریزی، سید محمد حسین شهریار. فرزند آقا سید اسماعیل موسوی معروف به حاج میر آقا خشکنابی در سال 1325 هجری قمری ( شهریور ماه 1286 هجری شمسی ) در بازارچه میرزا نصراله تبریزی واقع در چای کنار چشم به جهان گشود. در سال 1328 هجری قمری که تبریز آبستن حوادث خونین وقایع مشروطیت بود پدرش او را به روستای قیش قورشان و خشکناب منتقل نمود. دوره کودکی استاد در آغوش طبیعت و روستا سپری شد که منظومه حیدربابا مولود آن خاطراتست. در سال 1331 هجری قمری پدرش او را جهت ادامه تحصیل به تبریز باز آورد و او را در نزد پدر شورع به فراگیری مقدمات ادبیات عرب نموده و در سال 1332 هجری قمری جهت تحصیل اصول جدید به مدرسه متحده وارد گردید و در همین سال اولین شعر رسمی خود را سرود و سپس به آموختن زبان فرانسه و علوم دینی نیز پرداخته و از فراگیری خوشنویسی نیز دریغ نمی کرد که بعدها کتابت قرآن، ثمره همین تجربت می باشد. در سیزده سالگی اشعار شهریار با تخلص بهجت در محله ادب به چاپ می رسید. در بهمن ماه 1299 شمسی برای اولین بار به تهران مسافرت کرده، و در سال 1300 توسط لقمان الملک جراح در دارالفنون به تحصیل می پردازد. شهریار در تهران تخلص بهجت را نپسندیده و تخلص شهریار را پس از دو رکعت نماز و تفعل از حافظ می گیرد. غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم روم به شهر خود و شهریار خود باشم شهریار از بدو ورود به تهران با استاد ابوالحسن صبا آشنا شده و نواختن سه تار و مشق ردیف های سازی موسیقی ایرانی را از او فرا می گیرد. او همزمان با تحصیل در دارالفنون به ادامه تحصیلات علوم دینی می پرداخت و در مسجد سپهسالار در حوزه درس شهید سید حسن مدرس حاضر می شد. درسال 1303 وارد مدرسه طب می شود واز این پس زندگی شور انگیز و پرفراز و نشیب او آغاز می شود. در سال 1313 و زمانی که شهریار در خراسان بود پدرش حاج میرآقا خشکنابی به دیدار حق می شتابد. او سپس در سال 1314 به تهران بازگشته و از این پس آوازه شهرت او از مرزها فراتر می رود. شهریار شعر فارسی و آذری را با مهارت تمام می سراید و در سال های 1329 تا 1330 اثر جاودانه خود حیدر بابایه سلام را خلق و برای همیشه به یادگار می گذارد. منظومه حیدربابا تنها در جماهیر شوروی به 90 درصد زبان های موجود ترجمه و منتشر شده است. در تیر ماه 1331 مادرش دار فانی را وداع می کند. در مرداد ماه 1332 به تبریز آمده و با یکی از منسوبین خود به نام خانم عزیزه عمید خالقی ازدواج می کند که حاصل این ازدواج سه فرزند به نام های شهرزاد و مریم و هادی هستند. در حدود سال های 1346 شروع به نوشتن قرآن، به خط زیبای نسخ نموده که یک ثلث آن را به اتمام رسانده و دیوان اشعار فارسی استاد نیز چندین بار چاپ و بلافاصله نایاب شده است. در مدت اقامت در تبریز موفق به خلق اثر ارزنده سهندیه در رمانتیک ترکی می گردد. در سال 1350 مجدداً به تهران مسافرت نموده و تجلیل های متعددی از شهریار به عمل می آید. ولی در سال 1354 داغ دیگری از فوت همسر به دلش می نشیند و در سال 1357 شهریار با حرکت توفنده از انقلاب اسلامی همصدا شده و با اعتقاد راسخ و قلبی مالامال از عشق به امام خمینی (ره) دهه آخر عمر خود را سپری می کند. در اردیبهشت ماه سال 1363 تجلیل با شکوهی از استاد در تبریز به عمل آمد. استاد شهریار به لحاظ اشتهار در سرودن اشعار کم نظیر در مدح امیر مؤمنان و ائمه اطهار علیه السلام به شاعر اهل بیت (ع) شهرت یافته. او پس از یک دوره بیماری در 27 شهریور ماه 1367 دار فانی را وداع و در مقبرة الشعراء به خاک سپرده شد. عمارت شهرداری تبریز در سال 1314 شمسی در محل گورستان متروک و مخروبه کوی نوبر با نظارت مهندسان آلمانی در زمان ریاست شهرداری حاج ارفع الملک جلیلی بنا گردید. این ساختمان دارای یک برج ساعت چهار صفحه ای است که با طنین موزون زنگ هایش هر 15 دقیقه یک بار، گذشت زمان را به گوش مردم تبریز می رساند . نمای خارجی تالار شهرداری تبریز از سنگ تراشیده بوده ونقشه ساختمان آن با نمونه ساختمان های کشور آلمان قبل از جنگ جهانی دوم مطابقت دارد. این بنا در وسط شهر تبریز و در میدانی موسوم به میدان ساعت واقع شده و در حال حاضر تمام امور عمرانی شهر و امور اداری شهرداری تبریز در این تالار و عمارت متمرکز است. خرابه های ربع رشیدی باقیمانده عمارات عظیمی است که در زمان ایلخانیان و به همت رشید الدین فضل الله وزیر سلطان محمود در محله ولیانکوی باغمیشه تبریز ساخته شده بود. این بناها به اصطلاح امروزی، یک شهر علمی و دانشگاهی بوده است. در حال حاضر به غیر از چهار پایه عمارت و پشته های خاک و سنگ چیزی از این عمارت باقی نمانده است و گسترش روزافزون خانه سازی در پیرامون آن بر روند تخریب این نشانه ها نیز می افزاید و اگر به همین منوال ادامه یابد. دیری نخواهد کشید که تمامی خرابه های باقیمانده از ربع رشیدی کلاً از بین برود. محلات قدیم تبریز عبارتند از: خیابان مارالان ، باغمیشه ، پل سنگی ، ششگلان ، سرخاب ، سید حمزه، شتربان، نوبر، مهادمهین، چرنداب، لیلاباد، اهراب، امیر خیز، ویجویه، چهارمنار، سنجران ، گجیل، قره اغاج، چست دوزان، درب سرد، کوچه باغ و .... امروز، شهر تبریز از جمله شهرهای پر تراکم با کوی ها و شهرک های تازه احداث و خیابان های متعدد است و هر روز به وسعت آن افزوده می گردد.
بافت معماری شهری چون تبریز در واپسین زلزله ویرانگر آخرین شب سال 1193 درهم می ریزد و شهر به تلی از ویرانه ها مبدل می شود اما بناهای محتشمی چون ارک علیشاه، مسجود کبود، مسجد استاد شاگرد، بازار تبریز و ده ها بنای دیگر باز می مانند تا استواری تبریز را به اثبات رسانند. این ویرانی مصادف است با آغاز حکومت قاجار و آغاز معماری قاجار براساس تحقیق مهندسین مشاور عرصه به میراث فرهنگی آذربایجان شرقی. در آن زمان تبریز ولیعهد نشین به دروازه اصلی ارتباطات و فصل مشترک داخل و خارج کشور بدل می شود. در زمینه آجر کاری بناهای آن دوره به جرأت می توان تبریز را دروازه ورود و سپس بسط نوعی از آجر کاری در بناها دانست که نمونه های آن را در تهران و دیگر شهرها نیزمی توان جستجو می کرد. خانه های قدیمی تبریز که در ترکیب باهم، بافت دلپذیری را پدید آورده و مجموعه های با ارزشی را در اختیار می گذارد. براساس مصوبه 28/9/69 شورای عالی شهرسازی و معماری ایران که شش شهر را مرکز اصلی فرهنگی – تاریخی کشور اعلام می کند اهمیت ویژه خود را به اثبات رسانده و از سوی مسئولین میراث فرهنگی استان مورد اقدام واقع می شوند به طوری که ظرف این مدت، اقدامات زیادی در جهت شناخت و معرفی این آثار صورت گرفته است. خانه مشروطیت احیاء شده و میراث فرهنگی استان در آن مستقر است. خانه شربت اوغلی به فرهنگسرای تبریز بدل گشته، خانه قدکی برای دانشکده معماری دانشگاه سهند اختصاص یافته و در جوار خود دو خانه قدیمی دیگر را به یک مجموعه دلپذیر علمی بدل کرده است. معماری خانه های قدیمی تبریز، معماری ایرانی بومی شده است. انطباق خارق العاده اقلیمی آن را کاملاً تبریزی می سازد. این معماری متفاوت با معماری کویری و دیگر نقاط است. سر در خانه های قدیمی تبریز مبین این ادعاست. به تعبیری خانه قدیمی از سر در آغاز می شود که تنوع آن در تبریز اعجاب آور است. این خانه ها اگرچه رو به درون دارند و دیوارهای بلند آنها را از بیرون جدا می سازد. دیوار بیرونی قاب بندی شده است و سر در نیز به بهترین شکل ممکن تزیین شده است تا عابر و گذرنده محترم داشته شود. اینک از آن خانه های پر احتشام 600 باب شناسایی شده و تخمین زده می شود که با کنکاش های رفته به 800 باب بالغ شود که بهترین آنها: خانه میرزا مهدی خان فراشباشی در محله« سرخاب قاپوسی» خانه شربت زادگان در سرخاب قاپوسی. خانه حیدرزاده در کوچه پشت ساعت شهرداری. خانه حاج محمد آقا حبشی در کوچه صدر، خانه دکتر گنجه زاده، در مقصودیه ، خانه میرزا محمد حسین مجتهد در پشت استانداری، خانه میرزا حسین واعظ در شریعتی جنوبی، خانه مستشارالدوله، کوچه امام جمعه، خانه دکتر فرزام در مقصودیه، خانه امیر نظام گروسی در ششگلان، خانه تاجر باشی در کوچه صدر، خانه سلطان القرانی در شتربان و ... دیگر خانه های قدیمی تبریز.
+ نوشته شده توسط mesud eberkani در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت
21:58 |
باغات تبریز
تبریز یک وقت شهر گل ها بود، شهر باغ و باغچه، شهر اطلسی ها، هر جا نگاه می کردی درخت بیدی بود و چشمه زلالی. تبریز یک وقت یکپارچه عطر بود، نسیم معطر کوچه باغ هایش، درختان بید و صنوبرهای زیبا و سبز و نجیبش در گذر نسیم می ایستادند و عطر نعناع و ترخون هکماوار (حکم آباد) شهر را عطر آگین می کرد و کمتر رهگذری از این آب و هوا مست نمی شد. نجوای باد صبایش در وقت سحر همیشه صورت مهمانان را نوازش و به آنها خوش آمد می گفت. باغات لاله، کوچه باغ، حکم آباد، ساری داغ، باغمیشه و .... زمانی نه چندان دور یکی از عوامل اصلی زیبایی شهر بود. ولی دست تطاولگر بشر با ناآگاهی این آثار زیبا را از بین برد به طوری که با وضع کنونی (عدم حفاظت از فضای سبز) در آینده شاهد برپایی نمایشگاه عکس آنها خواهیم بود. به لحاظ اهمیت و نقش باغ و فضای سبز، باغات موجود در 120 سال گذشته را تا این اواخر بررسی می کنیم. اسامی باغ هایی که نادر میرزا در نقشه دارالسلطنه تبریز ثبت کرده به قرار زیر است : باغمیشه باغ حاج رحیم – باغ آقا میر هاشم – باغ میرزا موسی – باغ میر حسن – باغ کربلایی تقی – باغ مشهدی کریم – باغ کربلایی احمد – باغ شاهزاده – باغ حاج حسین مجله فروش – مزرعه مشهدی علی – گیلاسلی باغ. بیلانکوه باغ محمد حسین – باغ محمد جعفر – باغ حاج ابوالقاسم – باغ حاج ملا مشهور به کشیش ها باغ میرزا ابراهیم – باغ حاج مهدی طهرانچی – باغات وزیر- باغ حاج علی محمد – باغ حاجی یوسف – باغ کاسه گر – باغ مسگران – باغ جنت – باغ کربلایی باغبانباشی – باغ عبدالغفور – باغ حاج علی اکبر عباچی (عبافروش) – باغ سید مرتضی – باغ عبدالرزاق . خیابان باغ میرزا عبدالرحیم – باغ میرزا علی اصغر – باغ دلگشا – باغ حاجی باقر – باغ حاجی شیخ جعفر – باغ حاج صادق قربانی – باغ حاجی فرج الله سلطان – باغ قاضی – باغ یوزباشی منافر – باغ حاج رحیم قلچ ساز – باغ حاج صالح – باغ میرزا علی اصغر شیخ الاسلام – باغ حاج ابوطالب – باغ حاج مرتضی صراف – باغ حاجی فرمان – شیخ علی باغی . مارالان باغ محمد حسن بیگ – باغ حاجی یوسف – باغ میرابوالفضل – باغ حاج ابراهیم زورخانه چی – باغ حسین بابا – باغ مریم ننه – باغ حاجی محمد قایق چی – باغ حاجی ابوالقاسم دلال – باغ کربلایی حاج محمد میراب – باغ بناپارت ها – باغ خطیب – باغ حاج مراد ترکی – باغ ابوالقاسم جورابچی . خطیب باغ حاجی رسول – باغ حاج غفار صراف – باغ حرم – باغ حاجی علی – باغ اخوند – باغ حاجی تقی طهرانچی – باغ حاجی احمد – باغ حاجی میراسد – باغ حاج حسین آقا – باغ حاج جلیل – باغ حاج باقر – باغ حاج سلمان – باغ حاج میرزا کاظم – باغ حاج حسن خیاط – باغ حاج مرتضی – باغ مشهدی فرج – باغ حاج آقا صمد . اخونی باغ میراسد صراف – باغ حاج محمد جعفر – باغ آقا اسماعیل – باغ حاجی اسماعیل شعرباف – باغ حکیم – باغ کربلایی کاظم – باغ آقا جبار – باغ حاجی نضیر – باغ ملا باقر – باغ مشهدی کریم – باغ حاج ملا باشی – باغ خان بابا . حکم آباد باغ میرزا علی – باغ حاج سید آقا عموزین الدین باغ حاج رحیم – باغ باقر – باغ حاجی میرعلی – باغ میرزا علی حکیم – باغ کربلایی میر علی – باغ کربلایی جعفر – نوبر باغ شمال (بزرگترین باغ که در آن عمارتی بسیار عظیم وجود داشت)- باغ فتحعلی بیگ – باغ حاج محمد صادق (باغچه)- باغ بیوک خان – باغ کربلای محمد باقر(باغچه) – باغ حاج نایب . اگر بخواهیم باغ های موجود در تبریز را در چند دهه گذشته نام ببریم بهتریم سند همانا اظهارات ریش سفیدان و سالمندان این شهر است به طوری که در مورد باغ ها چنین می گویند : از دروازه تهران تا آبرسان مملو از درخت بوده که هم اکنون چیزی به آن صورت باقی نمانده است باغمیشه تماما" باغ بوده، و یا آبرسان تا مارالان را باغات تشکیل می دادند که هر مجموعه برای خود چشمه ای خاص داشت و یا می گویند : از کوچه باغ تا راه آهن همه جا پر از درخت بود چهارراه ابوریحان تا نصف راه (میدان جهاد فعلی) را درختان تشکیل داده بودند که اکنون تعدادی از این باغات در دو طرف خیابان نمایان است . حد فاصل گازران تا لاله را انبوهی از درختان تشکیل می دادند و یا اطراف حکم آباد – قراملک – جمشید آباد – قر آغاج را کلا" باغ های زیبا پر کرده بود و حالا دیگر نیازی به توضیح نیست که چقدر از این باغ ها محفوظ مانده اند. از باغات معروف می توان تعداد از آن ها را در زیر نام برد : "ستارخان باغی" در محله امیرخیز. "آقا تقی خان باغی " در محل کنونی سپاه پنجم عاشورا ( در حاشیه بزرگراه جنوبی تبریز ) باغ میرزاالدین – باغ مجتهد – باغ امام جمعه – باغ معروف فرج آباد(اثر زیادی از این باغ نمانده)1 قوم باغی – زنگوله باغ – باغ حاج حسین آقاخان باغی – یولی باغی و باغات دیگر در محله لاله، باغ کردآباد – باغ علی ایوان واقع در محله گازران همچنین باغات زیادی در اطراف باغمیشه و اطراف دانشگاه و ... واقع شده است 2. یادداشت 1 – در روضات الجنان به این باغ اشاره شده . 2 – در این قسمت به نمونه ای از باغات اشاره گردیده . برگرفته از "تبریز در گذر تاریخ " نگاهی به تاریخ آذربایجان تألیف : ایوب نیکنام لاله ، فریبرز ذوقی باغ صفا - جلوهای از ميراث طبيعی باغ سايه گاه خوش روندگان و زائران هست كه زير تابش بيامان خورشيد سوزان، پناه به آن ميبرند. اينجا، خاك كه به دستی آدمی را از خود راندهاست، به دستی ديگر، پيش ميخواند. خاك كه گورگاه استخوان تشنه مردم خسته و دردمند است، به تهنيت آسمان دست تمنا گشوده است. باغ در نظر گاه مردم مشرق زمين، تمثيل از فردوس برين و مكان دلانگيز برای تعلق آدمی به طبيعت خاكی است. معنائی كه باغ را در ذهن و زبانشاعران ژرف انديش، جايگاهی برين و ويژه بخشيده، پيوندی است كه اين پديده خيالانگيز در تقابل با چشمانداز بديع فردوس برين و آب حياتپيدا كرده است، در شعر و ادب فارسي، باغ و گل، فردوس و روضه رضوان، خلد برين، سرای جاويد، روضه ارم، آب زندگاني، عشق و جاودانگی وصدها تعبير بديع و زيبای ديگر معنائی همگون و آميخته با بهشت نيكنامی و باغ طبيعت دارند. آن گونه كه شاعر جاودانه شيرازی حافظ ميگويد: حافظا خلد برين، خانه موروث من است اندرين منزل ويرانه، نشيمن نكنم در طبيعت تابستانهای گرم و صحرايی و كم آب تبريز وجود باغ با تصوری دلانگيز از زندگانی و خرمی همراه است و نويدی است از آب و خنكايباد، و سايه سار شاخ و برگ درختانی كه در برابر نور خيره كننده و درخشان خورشيد، آسودن از گرمای سوزان را بر راهيان سخت كوش ارزانميدارد. باغ در شهر تبريز همچون قطعه صدف سبز رنگی است كه در دل دشت جای گرفته و در آن زندگی و تلاش جاری است و زمزمه جويبارانيكه سرو و كاج و بيد و صنوبر، و درختان سرسبز ديگر را سيراب ميكند، همچون آهنگی روحبخش و خيالانگيز است كه انديشه بلند شاعران را بهتلاطم و سرودن اشعار نغز و ژرف وا ميدارد.(1) اما باغ «صفا»ی كوی سرخاب كه «چون آن جائی به جهان كمتر بود».(2) «هوای كوی روزها به تابستان گرمتر باش كه خورشيد بر اين كوه خشك تابد و خاك كوی سخت و با، ريگ مخلوط است و زمين آن رطوبتنباشد.»(3) و از شدت گرمی آفتاب صورت و دستهای همگان سوزد.(4) اين چنين بود كه به ناچار در روزهای گرمتر تابستان، تند ميكردی و خود را به سايه و زاويه و بازارچه و باغچهای ميرساندی و تشنه به دنبال ظرفآبی بودی كه معمولاً در كنار كارگاههای كوزهگری روی چارپايهها كار ميگذاشتند با ظرف سفالينه كه از بركت خاك قرمز كوی ميساختند و درخوردنآب قنات «شاه چلبي» و «حسن پادشاه» كه آب آن اعذب سياه تبريز و چنانی نبود، «خواجه علی بيگ» به ظروف ديگر از بلور و چينی و مسی ترجيحميدادی چون آب «گاو دوش» قريه ليقوان، آبش خوشبو بود و طعمش گورا، بخصوص كه قبل از خوردن با گلاب اشرابش ميساختی و چمپاتهميزدی و پشت بر ديوار ميكردی و دست بر سر مينهادی و آب كه نه زمزم را لا جرعه سرميكشيدي. دروازهاش «سرخاب قاپوسي» بود و بازارچهاش «سيدحمزه» كه در قسمت دشت محله واقع بودند و شمالش حاشيه دامنه كوه بود پله پله تاميرسيدی به بقعه و عينال و زينال»: خلف خاندان آل عبا شاه عباس، شاه والا جاه بهر عون علی و زيد علي از دو نسل علی ولی ا... كرد عالی عمارتی انشاء كه زماهی كشيد سر تا ماه...(5) اما اين همه خارج از «بارو و خندق» شهر بود «... نائب السلطنه به رغم پيش آمدهای اندوهانگيز و نوميد كننده ]جنگهای ايران و روس[ در آبادانی واستواری تبريز ميكوشيد و در انديشه بازسازی باروی تبريز و كندن خندق در پيرامون شهر بود و به فرمود كه تبريز از هر طرف به اندازه يك تيرپرتاپ وسيع شود و زمينها و آباديهای خارج آن را خريده داخل شهر كرده و خندقی به دور آن بكشند. چنين بود كه دور آبادی دارالسلطنه تخميناًهشت فرسخ شد. و از سمت مشرق آبادی شهر متصل به كوه سرخاب و طرف شمال شهر باز ماند»(6) «باغ صفا» در - محلی احداث گرديد كه بقعه عون بن علی در شمالش بود و زاويه ابوالحسن حمزه، حسن محمد (سيد حمزه) كه با شانزده واسطهنسبش به موسی بن جعفر (ع) ميرسيد در جنوبش مجموعه نفيسی از مساجد و مقابر و حجرات و مدفن بزرگان و اعاظم دارالسلطنه از جمله مدفنميرزا عيسی قايم مقام فراهانی و مستور اعظم زمان و «بعضی از مزارستانها كه كبار اوليای عظام و عرفا و اكثر علما و مؤلفين و مصنفين در آنجامدفونند»(7) و از بركت همين عتبات عاليات و اوليای عظام و عرفا بود كه ملای رومی خاك پاك آن را تحفه خود ميخواست. قريب به يقين در لياليمتبركه و روزهای پنجشنبه و جمعه اين كوی مهماندار زوار شهر و كويهای حول و حوش دارالسلطنه بود كه بين اماكن مقدسه در صعود و فرود بودند ونيز موقعيت طبيعت استثنائی محل «باغ صفا» ديدار كنندگان را مات و مبهوت ميساخت و به حق اين قسمت مسيره و تفرجگاه تبريز نيز بود. پسچرا نايبالسلطنه در چنين محل ممتازی صالحاتی از خود باقی نگذارد پس برای عملی ساختن نيت خير خود در بهترين نقطه محل كه مشرف بهدشت و شهر بود امر به احداث باغی نمود كه «چون آن جايی به جهان كمتر بود...»(8) قدمت باغهای تبريز: «تبريز يكی از مشهورترين شهرهای ايران بوده كه بارها از حيث آبادانی و شكوه سر آمد شهرهای زمان خود گشته و بر اثر زلزله يا حمله طوايف ديگرتخريب و دوباره آباد گشته است. در اينجا باغهای مشهور و بزرگی وجود داشته»(9) كه از دير باز حدود 700 قمری از هنگامی كه ماركوپولو به اينديار مسافرت كرد شهره آفاق بودند. بعدها آق - قويونلوها پايتخت خود تبريز را با باغ زيبايی به نام «هشت بهشت» زينت دادند و پسر اوزون حسنسلطان يعقوب با، باغ «عشرت آباد بالاخره در زمان قاجاريه باغشمال» بر زيبايی آن افزود. شاهزادگان قاجار در كل به زيبايی تبريز و حومه آن توجهداشتند. به ويژه عباس ميرزا كه علاوه بر اقدامات متجددانه بسيار دو باغ معروف و خاطرهانگيز بازسازی و احداث نمود كه اولی «باغشمال» بود ودومی «باغ صفا» عوامل اقليمی موثر بر سبك باغ سازي: دانستههای كلی تشريج كننده موضع اقليمی هر ناحيه چون بالاترين و كمترين درجه حرارت، ميزان بارندگي، توزيع، باران ساليانه، شدت و جهتوزش باد، تعداد روزهای آفتابی و ابری و برف و يخ بندان و امكان بروز سيل، شدت حركت مسير سيلاب و بالاترين مقادير بارندگی پيش بينی شدهجملگی در طراحی باغ صفا حائز اهميت و قابل توجه بود(10) تنها به مورد سيل اشاره ميكند كه عليرغم محله سيلاب و مسيل آن و دامنه كوهسرخاب انتخاب زمين باغ در نقطهای كه سوار شدن سيل بر زمين غير ممكن است دقيقاً قابل مطالعه و صحت انتخاب محل باغ، امروز نيز با وجودساخت و سازها و تغيير و خاكبرداری زمين و زيرسازی و خيابان كشی باز مورد تائيد و تصديق مهندسان فن است. وجه تسميه باغ: وجه تسميه باغ معلوم نيست. شايد خواست نايب السلطنه اين بود كه باغی همنام «باغ صفا» مدينه منوره احداث كرده و عمارتی در آن برآوردهباشد»(11) شايد هم نام يافته از منظر طبيعی و اشرافی كه بر شهر داشت كه واقعاً با صفا بود و نيز «ايرانی بدون آب جاری «صفا» نميتواند،(12) بكند.با احداث قنات «شاه چلبي» و با وجود جويبارها و حوضها و فوارهها نامی كه بر ذهن شعرا و ادبا خطور ميكرد. جز «صفا» نبوده است. موقعيت جغرافيايی باغ صفا: حد شمالی بازارچه سيلاب در منتهی اليه شرق خيابان سرباز شهيد و جنوب قبرستان حسينيه (بوستان شقايق) كنونی حدود دويست سال پيشضلع شرقی و جنوبی - باغی بود كه زمينهای ضلع شمالی آن در آن سالها لم يزرع و باز و منتهی به دامنه كوه بود. گورستان حسينيه و «باغاميرالوزراء» از مستحدثات بعدی است چنانكه در نقشه سال 1298 دارالسلطنه نشانی از آن دو نيست. گورستان حسينيه: احتمالاً، حدود 120 سال پيش باغی بود با درختان كم و قسمتهای شمالی آن لم يزرع و رها شده بعدها موقعيتی بنا به نياز، قسمتی از اين باغ را تبديلبه قبرستان كردهاند. قبرستان در غرب «سيلاب ملا زينال» واقع و راه ارتباطی محله سيلاب با كوی سرخاب بود. آگاهی دقيقی از بانی وقف و تاريخآن در دست نيست. و تمامی پرس و جوها ره به جايی نبرد. الا اين كه از اواخر قاجاريه در همين وسعت، حدود چهار هكتار بود. با اين تفاوت كه درآن زمان اطراف آن باز و بيابان بود و از سمت شمال و شرق تا دامنههای كوه عينالی ادامه داشت. از حدود سالهای سی به بعد به وسيله خانههامحصور شد و اكنون از هر چهار سمت در درون آبادی محصور و مانند موارد مشابه خود بدان بازی بچهها و محل زباله و نخاله ساكنان كناره خودشده است تا در سال 1374 با يك اقدام خيرخواهانه توسط شهرداری منطقه يك به «بوستان شقايق» تبديل و امروز گلگشت مردم محلات دور ونزديك خود هست و از مقابر اكابر اعاظم سرخاب و سيلاب جز آرامگاه ميرعلی آقا سيلابي» متوفای 1357 قمری نشانی بر جای نيست. مير علی آقاسيدی صاحب كرامت و خارق عادت بود كه هنوز هم نذر كننده و بر سر تربتش شمع گذارند و حاجت خواهند. در گذشته نه چندان دور مقابربزرگانی چون ميرزا علياكبرخان متخلص به «مشكوة» و مشهور به «وقايعي» پسر ميرزا داود وقايع نگار عهد ناصری و ميرزا علياكبرخان اشرفي«سعيد دفتر»، «مرحوم ميرزا شفيع خان» «ميرزا يوسف خان ناظمي، ناظم الاياله» فرزند مرحوم ميرزا علی اصغر مستوفی و «محمدعلی هلال ناصري»خدمتگزار عالم مطبوعات و شعر و ادب و مجاهد راه مشروطه و آزادی و صاحب امتياز و سردبير چندين روزنامه، «مير علی اكبر حجار» سنگتراشمير آقائی و «ميرزا رضا عدل اميني» از فضلای آذربايجان كه شعر نيكو ميسرود. هر چند تاثرات درونيش مانع از نشر و طبع آنها ميگرديد.(13) همهدر گورستان «باغ صفا» بود. ميرزا علی اكبر وقايعی متخلص به مشكوة: مردی بود بالفطره زكی و با هوش، پيوسته كوشا در تحصيل علم و ادب تا گوی سبقت از فضلای معاصر ربود و در شعر و ادب و حسن خط و انشاءسرآمد زمان خود گرديد. در شعر ابتدا «هما» تخلص كردی و سپس «مشكوة» را اختيار نمود. در 1298 قمری از مادر زاد و در 1351 قمري(14) ازدنيا چشم فرو بست. ثلث آخر عمر خود را به گوشه نشينی و صبر و قناعت بسر برد. از اخلاقيات و تربيت و سلوك ابناء زمان روحاً در رنج و غنابود. در آن باب گويد: دانی كه مرا عمر چه سان ميگذرد / با مشت خسان و ناكسان ميگذرد / من در شرف هنر همايم / روزم همه با خرمگسان ميگذرد / آنانكه ز كنهمعرفت بيخبرند / در ديده صاحب نظران بيبصرند / در صورت اگر چه شكل انسان دارند / چون نيك نظر كني، همه گاو و خرند(15) هلال ناصري متولد 1308 هجری قمری در تبريز. معلم و كتابفروش و فعال سياسی در حوادث مشروطه در رشت، منشی حوزه سيزدهم حزب دموكرات در قيامشيخ محمد خياباني، صاحب امتياز روزنامه «ستاره آذربايجان = آذربايجان الدوزي»، بعد از شهريور 1320 و ناشر كتابهای «هوپ هوپ نامه»«ديوان لاهوتي» «لغتنامه فارسی - فرانسه» و مؤلف و مجری بعضی نمايشنامهها در تبريز.(16) دو بند از قطعه شعر قهرمانلار (داستان) 110 بيتی او رادرج ميكنم. هر ايلين ياخشي، گوزل بير فصلی وار / بو گوزل فصلين آدی - فصل بهار / چون بهاردا خوش، سرين يئللر اسهر / گوشه جنت اولار چول، سر به سر/ باشلارا هر گوشهدن گللر ياغار / هر باخيشدان مين محبتلر دوغار / گل دوشهر عاشقلرين داما نينه / آند ايچهر قلبينده كی ايمانينه(17)... حاج حسين صحاف: از شاعران شيرين سخن تبريز بود كه به سال 1290 شمسی در محله سرخاب ديده به جهان گشود و خانهاش در كوی صفا بود. از آثار او «گلشنشهدا»، «كواكب المصائب» و «دهه عاشورا» را ميتوان نام برد. حدود پنجاه هزار بيت شعر سروده است. قطعه «كشف راز» نمونهای از اشعار شيوای اوست. دلم ز روزنهی ديده باز كند / كه تا نگه برخ يار دلنواز كند/ به جويبار محبت نشسته مردم چشم / به صد نياز تماشای سرو ناز كند / بگوش او كه سرزلف سر فرو برده / ز تيره بختی من قصه دراز كند / به يك نظاره كه ديده است زاهد ابرويش / تمام عمر به محراب از آن نماز كند / هر آن كه عافيتخويش را طلب كار است / ز مهر روی بتان بايد احتراز كند / برون نميشود اقبال خود ز شيرازه / به تار زلف تو «صحاف» اگر طراز كند(1) ضلع جنوب شرقی باغ در اين ضلع سازمانهای «كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان»، «خانه فرهنگ شهيد خانلي» و مدرسه شهيد حسين زاده (رشيدي) كه از «محلصدی پنج سهم فرهنگ از درآمد شهرداری سال 1366 خورشيدي» تأسيس يافته كه در لوحه كاشيكاری شده بر سر ورودی عمارت مدرسه ثبتشده ثبت است. نام مدرسه ملهم از نام خواجه رشيدالدين فضل اله همدانی بانی «ربع» رشيديه بود. در سال 1363 با شهادت پاسدار شهيد «حسينزاده» در عمليات «خيبر» به نام او تغيير نام يافته است كه مدرسه هم اكنون داير و حدود 1200 دانشآموز مشغول تعليم و تربيتاند. لوحه مدرسه وسبك ساختمان آن يادآور تلاش دلسوزانه مسئولان فرهنگی نه چندان دور اين شهر است كه فراموش گشتهاند. دريغ از بيوفايی مسئولان وطن! وحدود هشت كوچه منقطع از باغ هر يك با خانههای چندی بعضی ره به خيابان سرباز شهيد دارند خانه كه نه خانه: خانهها همچون دمل بر پشت خاك / خون يك خروار غم هر مشت خاك / تا ميرسی به كوچه «اسماعيل بقال» كه چند سالی است كوچه به مقدار 12 متر تعريض و به خيابان «اسماعيل بقال» دل خوش كرده است! و حمام«حسن خان» (گرمابه وحدت) كه درب ورودی باغ از ضلع غربی در اين حد بود. ضلع شمالی باغ زمينهای ضلع شمالی چنان كه مذكور افتاد در آن سالها لم يزرع و باز منتهی به دامنه كوه بود. اما چون باغ در معرض بيع و شرا قرار گرفت زمين ضلعشمالی باغ به مثابه ضلع جنوبی به كوچههای هشتگانه تقسيم و قطعه قطعه به فروش رسيد و به صورت خانههای مسكونی ساختمان گرديد و در اينضلع از مدرسه و سازمانهای دولتی نشانی نيست. ضلع غربی باغ چون از درب ورودی ضلع غربی كه در كنار (حسن خان حمامی = گرمابه وحدت) رو به شمال حركت كنی درست از كنار ديواره غربی باغ گذشتهاي،چون طول ديواره را با گام شمردم چهارصد گام معمولی گرديد كه توسط كوچه و ميدانچهای به پهنای دويست گام به ديواره مشترك باغ و گورستانحسينيه ميرسی كه با طی حدود چهار صد گام به دبستان رشيدی منتهی ميگردد كه حد درب ورودی شرقی باغ بود. در ضلع غربی كه در ضمنديواره شرقی خيابان اسماعيل بقال هم هست جز خانه و مغازه نيست. قناتهای باغ صفا «نقش آب در ايجاد باغ» چون آب وسيله اساسی ايجاد باغ در ايران است منبع آن در اين زمينه حائز اهميت حياتی است. در اغلب نقاط فلات ايران مقدار باران در سال 36سانتی متر كمتر است. ايرانيان برای رفع احتياج خود از كاريز يا قنات استفاده ميكردند. يافتن مسير و سرچشمه آب زيرزمينی و قنات، كاری بسدشوار بود. حفر و تقسيم آب كاريز به وسيله ميراب صورت ميگرفت. ميرابها از افراد قابل احترام بودند. آنها در گذشته از جهت قرار گرفتن وحركت ستارگانی خاص و با تاثيرپذيری از الهامات درونی و تجربيات عملی خود جهت سفره زمين را پيدا ميكردند، و 98% از احتمالات آناندرست بود.(19) باغی كه اضلاع آن به صورت تقريبی عنوان و حدود آن روشن و محل آن شناسايی گرديد آبشخور اين باغ و محله از قنات «شاه چلبي» و «حسنپادشاه» و «خواجه علی بيگ» بود كه در آن محله جاری بودند و «هر قناتی احداث تفرجگاهی نيكو نموده»(20) بود. قنات شاه چلبي «عينی قديم است. اين قنات سالها خشك بود. نواب عباس ميرزا به آبادانی آن فرمان داد. آب نيكو جاری شد. رشته اين قنات تا به روستای «كندرود» كه تا تبريز دو فرسنگ و نيم است امتداد يافته آب آن به حدی است كه به فرمان آن شاهزاده در دامنه كوه سرخاب طاحونهها ساختند. آن پادشاهزاده اين چشمه بدان حفر كرده كه در انجام زندگاني، باغی در دامان سرخاب طرح انداخته بود. چون بدان سوی آبی ديگر نبود اين قنات حفر وعمارت فرمود كه آن جای آبياری شود. چون اين قنات آباد و آب جاری شد فرزند سيم عباس ميرزا، جهانگير ميرزا مولف تاريخ نو، قنات را تملكنمود. بيشتر خانه و باغچه باغميشه و خانههای كوی سرخاب كه آب حسن پادشاه بر آن مشرف نيست از اين قنات بهره بردهاند.»(21) قنات حسن پادشاه از ديگر قناتهای باغ و محله، قنات حسن پادشاه بود. نادر ميرزا مينويسد: «اين كهريز بس نامدار بود، چه، پادشاهی فرو برده، و اين قنات از شرق بهمغرب، به كوی سرخاب و شتربان، تا به مسجد و مدرسه آن پادشاه جاری بود. آب آن اعذب مياه تبريز بود و چونانی نبود»(22) آب «حسن پادشاه» ازحياط و باغچه مانند ما نيز ميگذشت. با يازده پله به مجری ميرسيديم. از بركت آن باغچه ما دارای درختان ميوه به، شفتالو، گيلاس، آلبالو، سيبسفيد، گلابي، درخت مو و گل سرخ و لاله عباسی و نيلوفر بود. كرتها را با سطل آب ميداديم و بر درختان از زيادی ميوه، هاچهها ميزديم و اسبابچايی در كنار سكو زير درخت مو و يا آلبالو پهن ميكرديم و گرمای عصرهای تابستانها را در سكوی كناری چشمه غروب ميكرديم و در آن غروبآتشدان سماور را راه ميانداختيم. با آب قنات «حسن پادشاه» كه آب سلسبيل بود و و ميرابش جبرئيل، چايی را دم ميكرديم. قاليب شيرين يوخی كيمی ياديمدا/ اثر قويوب روحيمدا، هر زاديمدا(23) قنات خواجه علی بيگ «ندانم خواجه علی بيگ كه بود و به كدام روزگار آبی بس گوارا بود. بيشتر فصل آب است. اين قنات نيز موقوف است. متولی به مردم باغميشه وسرخاب و شتربان خروشند. از مشرق به مغرب جاری است.» (24) مسيره و تفرجگاه تبريز از بركت «صدای آب چنين قناتها كه پيوسته مطبوع و دلپذير بودند»(25) دامنه كوه سرخاب تفرجگاه شهر بود. «از بالای كوه كه نگاه ميكردی درياچهشاهی را ميديدی و نيز هزاران باغ و باغچه را»(26) واحدهای مختلف باغ «باغ بزرگ» «باغ زردآلو، باغ پسته»: باغی بود بزرگ و مشجر با انواع درختان معمولی و ميوهدار و گلهای تربيتی با جويهای روان با وسعتی معادل دوهكتار. گرم خانه: در گرمخانه باغ بزرگ در بحبوحه گرمای تابستان و شدت سرمای زمستان انواع گلها و رياحين و به قولی سبزيها به عمل ميآمد و هر سال مبالغ گزافيصرف باغبانی و گلكاری و سرايداری و ميرابی و ديگر خدمات آن ميشد. در سمت شمالي، عمارت باغ با اطاقها، تالارها و خيابانهای مخصوص و«حياض» و «رياض»های نظر گير بود و با كوشكی شگفت، باغی جوان كه رشگ روضه رضوان بود. كوشك - كلاه فرنگي در يك قسمت باغ، يك رديف خانههای كوچك با اطاقهای بيشمار بود. در باغ علاوه از عمارت يك دستگاه كلاه فرنگی چوب پوش نيز بود. در باغ بزرگ و «جوان» كثرت اشجار و مياه و لطف هوا و فرط صفا، پای صاحبان زر و جاه و اعيان و دولتمردان را به آن نقطه و كوی باز كردخداوندان «مجد و شرف» و شاهزادگان والا گهر چون امامقلی ميرزا، مرتضی ميرزا، محمدباقر ميرزا، حسينقلی ميرزا، و رجال دولتی چون حاججبار توپچي، ميرزا مهديخان فراشباشی و... به زودی در احداث خانههای مجلل و با عظمت با باغچههای مخصوص گل و گياه و كاشتن و آراستنآنها با يكديگر به چشم هم چشمی سخت پرداختند. در دامان كوهسار و پيرامون تپهها و سطح هر بيابان و صحفه هر سامان باغهای فراخ چون باغكلانتر، باغ امير، باغ امير الوزراء، برآوردند و بياراستند و به قول اعتماد السلطنه «... در شغل خود تصنيفات ميكردند تعكفات ميورزيدند و از الوانگلها و فتون رياحين بر صفحه گلزار، اشعاری رويانيدند و اشكال نغز و تصورات شگفتانگيز ميپرورانيدند»(27) نوشتهاند و گفتهاند كه جويبارهای اين باغ به سايبانهای بهشت شباهت داشته است. مخزن آبش چنانكه اشارت رفت از قنات «شاه چلبي» كه ازروستای بارنج و باغميشه جاری شده به طرف غرب كوچه «ايدهلو»ی امروز سيلاب راه ميافتاد. آب از مرتفعترين ناحيه باغ جاری شده و به استخريكه در وسط باغ و از درختان ميوه و تاكستان پوشيده بود وارد ميشد. به موقع بعد از آب دادن كريتها و گذر از جويبار از آبرو استخر در نزديكيهامسجد «سردآبه = بنی هاشم» خارج ميشد. باغات سردرختي: منظور از باغات سردرختی قطعه زمينی است مختص كشت و پرورش انواع درختان ميوه ميباشد. از بركت قنات «شاه چلبي» كه آبش گوارنده و بهتراز چاه بود»(28) در ارتفاعات و قسمتهای شمال باغ كه زمينها باز و بكر بود غله و ساير حبوبات به غايت نيكويی به عمل ميآوردند. قسمتی از باغ رابه پرورش امرود و سيب ميلانی و زردآلو و انگور طبرز تخصيص داده بودند. در باغ «بادامليق» بادام و در قسمتهای ديگر باغ زردآلوی شيرين و قربانو موصلی كه مثل آن جای ديگر نبود، شفتالو، هلو، گردو، گيلاس، آلبالو، آلوچه گلابي، به، گوجه، انواع و اقسام سيب چون «قره يارپاخ، با طعم و بويفوق العاده»، «سيب گلاب»، «سيب ترش»، «خان آلماسي»، «پائيز آلماسي»، «عاشيق آلماسي» شنگل آوا يوردی عاشيق آلماسی / گاهدا گئدوب اوردا قوناغ قالماسی / داش آتماسي، آلما، هيوا سالماسی / قالوب شيرين يوخی كيمی ياديمدا/ اثرقويوب روحيمدا هر زداديمدا(29) توتستان: از ديگر درختان باغ توتهای بيدانه آن بود كه معرف عام و خاص بود. صيفی جات: از ديگر كاشتههای باغ انواع محصولات صيفی در باغات سردرختی و در اراضی باغ بود. چون هندوانه، خربوزه، خيار، گوجه فرنگي، دستنبو، كالك،بادمجان و... (اوزوملوخ - تاكستان): انواع و اقسام انگور (در «قاناليخ لار») كه به پنجاه و شصت نوع سر ميزد در قاناليخلار تربيتو پرورش مييافت و به عمل ميآمد كه به بعضی از انواعآن اشاره ميشود: 1- انگور كشمش بی دانه سفيد 2- انگور كشمش بی دانه قرمز 3- انگور لعل بی دانه سياه 4- انگور شاهانی (شاني) 5- انگور شاهانی قزويني 6- انگور سياه 7- انگور ملحي 8- انگور (جغ جغا) 9- انگور سنجري 10- انگور صاحبی قرمز 11- انگور صاحبی سفيد 12- انگور حسينی (ريش بابا) سفيد 13- انگور حسينی قرمز 14- انگور پيكانی سياه (اين انگور را اواخر فصل تابستان از درخت چيده و در منازل از سقف اطاق يا كوشك آويزان ميكنند. به مرور تا زمستانپوست آن نازك ميگردد و در شبهای زمستان به عنوان شبچره صرف ميشود.)(30) 15- انگور رازقی (پيكانی سفيد) 16- انگور تولا گوزی (تلوغي) 17- انگور گرميان 18- قزل اوزوم (انگور طلايي) 19- انگور خليلی قرمز و سفيد 20- انگور فخري 21- انگور عسگري 22- انگور قيس 23- انگور طبرزه 24- انگور كافوري 25- انگور شيرازي 26- انگور الحقی (اوليا چلبي) گياهان سطح آبي: باغ دارای گياهانی چون نيلوفرهای آبي، زنبق سفيد، آبي، بنفش و صورتی و زرد بود.(31) توليدات سبزي: لوبياهای سبز، فلفل، نخود فرنگي، تربچه، گوجه فرنگي، كلم پيچ، كلم قمري، باميه، جعفري، تره، كدو تنبل و كدو خورشتي، كلم زينتي،(32) خيار،هندوانه، بادمجان، ريحان و... نيز ميكاشتند و محصول برميداشتند. انواع درختان: درختان تبريزي، چنار. نادر ميرزا مينويسد: «بدان سال كه به تبريز آمدم (1257 قمري) باغ صفا آبادان بود. چند چنار بود گفتند بيست ساله است (1237 قمري) قويتر به ضحامت بازوی مردی قوی بود.(33) اطراف خيابانها يكدست درختان تبريزی وداخل باغچهها سراسر گلكاری بود.(34) از بركت چنين باغها و ميوهها و آبها و گلابيهای آبدار و زردآلوهای موصلی و توتهای بی دانه بود كه به قولاعتماد السلطنه و به اتفاق آراء سياحان و مولفان «مردم تبريز سفيد چهره و خوب صورت و متكبر و معاشران به غايت لطيف و شيرين سخن وصاحب جمال هستند.» تبريز بهشت است و گروهش چون حور / حور ميبود از لطف ز بد فعلی دور / با ناكس و ناجنس نميآميزند / زيرا نشود جمع به عم نتن و بخور(35) آبنماها و فوارهها كمتر صدايی ميتوان به دلنشينی صدای آب جاری جستجو كرد و دستيابی به چنين موهبتی چندان هم مشكل نبود. تجهيزات تزئينی باغ از قبيلحوض و استخر و آب نما و فواره و آب گذر و آبشار و ماهيهای حوض و اردك و طاووس و قو و اينهمه حال و حالتها و لون و الوانها همه را بهوصف صفای اين باغ وا ميداشت. مرگ هم در اين باغ تولد دوباره و تحول بديعی بود. آيا «مرگ قو»ی سروده دكتر عميد شيرازی جز اين است؟ «مرگ قوي» شنيدم كه چون قوی زيبا بميرد / فريبنده زاد و فريبا بميرد / گروهی برآنند كاين مرغ شيدا / كجا عاشقی كرد آنجا بميرد / شب مرگ از بيم جان آنجاشتابد / كه از مرگ غافل شود تا بميرد / من اين نكته گيرم كه باور نكردم / نديدم كه قوئی به صحرا بميرد / چو روزی ز آغوش دريا برآمد / شبی همدر آغوش دريا بميرد / تو دريای من بودی آغوش وا كن / كه ميخواهد اين قوی زيبا بميرد* / (از دوست والايم استاد دكتر يوسف رحيملو كه چون قو سپيد و دريادل است و همواره راهنما و مشكل گشا؛ سروده «مرگ قو» را از يادداشتمرحمتی ايشان آوردم كه بدينوسيله سپاسگذاری و قدردانی مينمايم.) اين همه حال و حالتها و چين و شكنها در گل و گلبوتهها و لاله و آلالهها همه را به وصف اين باغ وا ميداشت چنانكه يكی توصيف خيابان آنميكرد و ديگری از حاشيه و ايوان شمالی و زيرين و بالا؛ آن ديگری از روضات و باغات جانب شرقی و ديگری از عمارات و باغات جانب غربي،مسافری از خانه شروانی و بينندهای از حوض و غاز و قو و بط و اوصاف سكوها و كوشك و سردرها، چنانكه سياح انگليسی كه در نيمه قرن نوزدهماز اين شهر بازديد كرده و از باغ صفا (كه آن روزها در چند كيلومتری تبريز واقع بوده) ديدن كرده و مجذوب زيبايی آن شده است. گر چه از ويرانيساختمان آن اظهار تاسف كرده ولی وضع طبيعی آنجا چنان وی را تحت تاثير قرار داده كه به ترجمه اشعاری كه يكی از شعرای تبريز در وصف باغسروده بود همت گماشت مضمون شعر چنين است: «بوستان معطر، باغهای زيبا و جويهای روان را بنگر. آيا اينجا نقطهای مناسب برای سكونت قهرمانان نيست؟ زمين بسان مخمل و هوا معطر است.گويی گل سرخ سهمی از عطر خود را به آب جويبارها نثار كرده است. ساقههای سوسن زير بار گلهای خود خم شده و فضای بوستان از عطر بوتههايگل سرخ مسحور گرديده است. از اين لحظه به بعد زمان معنی و مفهومی ندارد. آيا ممكن است تپههای گل در كنار جويبارهای اين باغ به سايبانهايبهشت شباهت داشته باشد»(36) خاطراتی از باغ صفا جهانگير ميرزا: تحت عنوان: «ذكر آثاری از نائب السلطنه مرحوم يادگار مانده و بعضی از نظم و قواعد مملكت داری ايشان كه سرمشق سلاطين جهان تواند بود. در«تاريخ نو» با بيتي: چونكه گل رفت و گلستان شد خراب / بوی گل را از كه جوئيم از گلاب مينويسد: «... و عمارات بسيار در دارالسلطنه تبريز طرح انداختهاند. يكی موسوم به «باغ شمال» ديگری به «باغ صفا» خالی از امتياز نيستند.»(37) عبدالرزاق بيگ مفتون دنبلي: در مآثر سلطانيه مينويسد: «و بنای باغی ارم نشان و قصری خلد بنيان در خارج قلعه دارالسلطنه تبريز افكندند و در اندك وقتی باغ تبريز مثمر بهانواع ثمار و قصر به قيصور غيرت كاخ ولدان و حور گرديد و درين سالها كه رايت خورشيد پيكر دارای دادگر و شاهزادگان مظفر ساحت افروز اينبوم و بر ميگردد از يمن مقدم همايون قصور ابنيه سپهر نمون سر بگردون ميسايد.»(38) عبدالعلی اديب الملك: اديب الملك برادر محمدحسن خان اعتمادالسلطنه در سال 1275 قمری به علت فسادی كه از ناحيه ميرزا صادق خان قائم مقام (عموزاده ميرزاآقاخان نوری اعتمادالدوله صدر اعظم) در امر پيشكاری و بقايای آذربايجان پيدا شده بود و مامور شد كه به آنجا رود و به اين قضيه رسيدگی كند. اواز آغاز سفر بر آن شد كه روزنامهای از وقايع سفر و اطلاعات مربوطه به ماموريت خود بنويسد. چنين كرد و نام روزنامه خود را (دافع الغرور)گذاشت. چون به تبريز رسيد «باغ صفا» منزل او كردند و او به تناوب حال يادداشت هايی از اين باغ دارد. يادداشت مورخ 21 ماه مبارك رمضان 1275: پس از شرفيابی خدمت نواب نصرةالدوله فيروز ميرزا عازم باغ صفا كه باغ كلم بود و به فرمايش سركارجلالتمدار خجسته منزلم گشته چند تأمل شد تا چنانكه شايد و بايد باغ را زينت دهند و عمارت آن را نزهت كنند. در 23 رمضان 1275... به باغصفا نقل مكان ميكند.(39) خاطره تشريف فرمايی سركار جلالتمدار وزير نظام با احتشام به «باغ صفا» روز يكشنبه هفتم شوال المعظم 1275: بنده منزل را كه «باغ صفا» بود از ميمنت قدوم به جهت لزوم خود صفايی تازه دادند و ابواب به جهت برچهرهام گشادند. دو ساعت از روز گذشته احتشام وزارت ظاهر گرديد و آردالی و فراشهای ايشان به وسط باغ رسيد... هوای بهار و صفای باغ گلزارهمه كس را بر آن داشت كه به «باغ صفا» درآيد... كلاه فرنگی به احترام سركار جلالتمدار با احتشام كلاه ادب برداشت و گلهای طراوت بخش بوستانآرا سر بر قدوم ميمنت لزومش گذاشت. شربت در جام بلورين، چای در فنجان، سماور به نوا، «پشمك» از هر در حال چشمك زدن، «آب نبات»مست هر دو چشم جلالتمدار، «پفك»، «زولبيا»، «پالوده»، و «قهوه» هر يك به نوعی در خدمت سركار جلالتمدار بود. «حلوای گل زرد»، «سرشير وقند»، «مربای پسته و بالنگ»، «يخ در بهشت» و «فرني»، «آش ماست» و «كوكو» و «برنج عنبر بو»، «سبزی پلاو با چلاو»، «فسن جان»، «جيزبيز»،«قيمه»، «قورمه سبزي»، «ماست»، «افغانی پلاو»، «بقلمه» هنگام عصرانه «بستني» و «چای عصرانه». «باغ صفا» با گلهای «بداغ» چادر كشيده و بلبلهايباغ گريبان غنچه دريده، هزاردستانها با هم همآواز و قمريها با سرو در راز و نياز. بخت بيدار شد و دولتم آمد به كنار / آری آری به من امروز عيان گشت بهار گلهای الوان در صحن صحرا و ايوان پر شده و ريخته، بيقيد، بيبند و بيچون و بيچند. باغی چون بهشت برين و از هر كناره خرمن گلهای رنگين.جوبهای آب از هر كناره روان و هميشه خلد در اشتياق آن باغ و بوستان. شقايق از هر طرف شكفته و مرغ به لحن داوودی سرود گفته، در وسط باغكلاه فرنگيای بود دلگشا، در پائيناش خوص آبی فرح افزا. آب نمای باريكی داشت و سنگهای تراش دست حجاران در كنار آب نما كار گذاشته. در بالای آب نما، چوب بست انگور بود و از شكوه فرح بخشی لب چشمه نور و چهره حور. گلهای الوان در روی آب ريخته و از تماشايش به جهتاز بهجت انگيخته. خيابانهايی چون بهشت برين و جدول آبی از ميانش درگذر. از دو طرف تاكها را به چوب درختی برآمده و با شكوه.(40) «باغ صفا» در نقشه دارالسلطنه تبريز 1297 قمري در نقشه دارالسلطنه تبريز كه حسب الامر قدر قدر حضرت رفعت اقدس امجد ارفع والا وليعهد (مظفرالدين ميرزا) روحی فداه به اهتمام مغربالخاقان ميرزا عباس خان سرتيب رئيس مدرسه دولتی تبريز و به تدريس اميرزاده محمد ميرزا مهندس و معلم رياضی رقم خانه زاد آستان مباركمحمدرضا مهندس و نائب آجودان باشی سركاری ابی حسنعلی خان سرهنگ قراجه داغی كه در آن نقشه عرض دارالسلطنه تبريز از خط استوا سی وهفت درجه و پنجاه و شش دقيقه است و طول آن از خط نصفالنهار پاريس چهل و دو درجه و بيست و شش دقيقه است. (طول ايام تبريز پانزدهساعت و چهل دقيقه است. ارتفاع آفتاب هفتاد و هفت دقيقه است، اتمام پذيرفت، به تاريخ دوازدهم شهر شعبان المعظم سنه 1297. با يادداشت«فرشي» واگذار كننده نقشه به موزه. «اين نقشه شهر تبريز كه متعلق به آقای عبدالحسين سعادت است در اختيار بنده گذاشتند كه به نام خود ايشان به موزه ملی آذربايجان تقديم نمايم.مهر ماه 1341» خوشبختانه امروز نسخ فراوانی از آن نقشه در دست بعضيها است كه به قول خود: «لوحهای است برای اسامی ابنيه عالی ديوانی با علاماتمخصوصه به جهت معرفت رنگهای حدود محلات ونقشه توپوگرافی و تفضيلی است در باب معرفت رودخانه آجی كه از كنار شهر ميگذرد و باتوضيحی درباره «دايره انحراف قبله تبريز» و «اسامی بعضی از نقاط شهر» و «لوح»ی برای معرفت اسامی بعضی از نقاط شهر از قبيل كاروانسراها وبازار و خانه و غيره كه در نقشه ممكن نشده است كه نوشته شود لهذا در اين لوحه ثبت شد تا اين كه مطالعه كنندگان را از قرار نمرهجات كه در روی هريك از آنها نوشته شده است در جدول پيدا كرده استخباری حاصل نمايند. در اين نقشه دقيق زمان خود، «باغ صفا گلخانه»، باغ «ميرزا علی و كركيل» و باغ «وهاب» كاملاً مندرج و مشهود است. زلزلهها و باغ صفا چهارشنبه 15 محرم 1274: سه ساعت و نيم به غروب زلزله شديد گرديد و پس از آن بادی وزيد كه هوش از سرم پريد. 16 محرم 1274: نيم ساعت بعد از طلوع آفتاب زلزله شد. سه ساعت به غروب مانده چنان زلزلهای شد كه كلاه فرنگی چوب پوش به حركت آمد وجميع خانهها شكست برداشت.(41) جمعه 24 محرم 1274: در منزل بودم. باز سه ساعت به غروب مانده زلرله شد. به طريقی كه از خواب پريشان و هراسان بيدار شدم. در شب آن روزنيز دو دفعه زلزله شد.(42) شنبه 10 صفر 1275 ه.ق.: باد و سرما به شدت، ترس و بيم از زلزله، از كلاه فرنگيم دوانيد و در اطاقم كشانيد و با اين كه كلچه خز پوشيدم از شدتبرودت ميلرزيدم.(43) زمين لرزه شديد 1298 قمري: زمين لرزه شديد. يكی با چهار تكان سخت... آنچه در داستان اين زمينلرزه جای شگفتی است. برخاستن شعلههايكبود رنگ از شكافها و شكستگيهای زمين و بو و دود آن است كه در هيچ يك از زمينلرزههای پيشين چنين نشانههايی ديده نشده بود. اين زلزله ازسمت شمال رو به جانب جنوب محسوس شده، و در اثنای زلزله از مسافتهای دور صداهای مهيب مانند صدای توپ شنيده شده است.(44) تقطيع و تحديد و تقسيم باغ: اين بود سير و گشتی در «باغ صفا» اميد آن كه خواننده عزيز در اين همگامی و هم گشتی و گذر از آنهمه كوچهها و دربندها سردرگم نشده باشد. چه طيطريق در زوايای تاريخ و طبيعت همواره با اين سردرگميها همراه است. به هر حال باغی كه روزگاری با آنهمه آرزوها احداث و حتی نايبالسلطنهدر ايجاد آن و باغشمال از استخدام و استفاده از باغبانی كه از اروپا دعوت كرده و استخدام كرده بود. ياريها گرفت معهذا: چندان كه بهارست و خزان است در اين باغ / چشم دل شبنم نگران است در اين باغ «صائب» با اين كه در تخريب و تقسيم باغ زلزلهها بسيار موثر بودند اما سير نزولی سلسله قاجار و كوچ فرزندان جهانگير ميرزا به تويسركان و تغيير و تبديلنظام سنتی كشاورزی و باغداری به سيستم و نظام جديد صنعتی ولو به صورت استعاره، تغيير و تحول در اوضاع جامعه مدنی و جمعيتی جامعه بعداز انقلاب مشروطه و تغييرات و تبديلات جديد از كوچ روستائيان و تضعيف نفوذ صاحبان املاك و دگرگونی مناسبات ارضی بدون برنامه ريزيدقيق و تحقيقی هر يك به نوبه خود تيشهای بود در قضيه شوم تقسيم باغ كه به مرور تا سالهای 1330 شمسی كه عمارتهای مربوط كلنگی شدند وزمين باغ آماده بيع و شري، در اين رابطه ميتوان موضوع را از بايگانيهای اداره ثبت املاك پرس و جو كرد كه روشن شدن چنين اسنادی خودخدمتی است به تاريخ تبريز كه بايد روی آن كار كرد و اقدام نمود. آنچه در اين جا سوالانگيز است اينكه باينان اين باغها بدان روزها كه مساله آلودگی هوا به هيچ روی مطرح نبود و از مهندسان شهرساز و عادلانه بهمسائل محيط زيست و ادارات پر عرض و طول آن واحدهای برنامهريزی شهري، سازمان پاركها، سازمان حفظ محيط زيست و... نيز خبری نبود آنهابيشتر مسائل شهری و پاكی هوای اين شهر غبار آلود كنونی كه بعد از تهران دومين مقام را در باب آلودگی در كشور داراست و به قولی «كويري» بيشنيست، توجه داشتهاند تا امروز كه اينهمه سازمانها و متخصصان و كارمندان و كارگران به كارند. چه در حوالی اين باغ جدود 150 سال پيش سه باغبزرگ «باغ امير»، «اميرالوزراء» و «باغ وهاب» وجود داشت كه درختان سرسبز آن باغها به مردمان هميشه سخت كوش و صفا جوی اين شهر دست كماكسيژن كافی و هوای پاك ميدادند نه چون امروز كه نه تنها از اكسيژن خبری نيست بلكه آنچه فراوان است اكسيد دو كربن و صدها گاز سميكارخانههايی كه در گوشه و كنار بيخ گوشمان سر به فلك كشيدهاند و تعفن سياه آبهايی از هر سو روان. به تدريج عمارت باغ تخريب شد و باغها و تاكستان و توتستان باغ هم به مرور مورد بيتوجهی و بياعتنايی قرار گرفت تا جايی كه قسمتی از آن لانهسگان محله و زاد و ولد آنها و حشرات و توليد امراض و بيماريها واگير شد و مردم محل اين قسمت را «ايت باغي» يعنی «باغ سگ» ميگفتند و مردمحول و حوش در رنج و عذاب از آن مزين باغ به دور از ضوابط قانونی شهر با ساخت و پاختهای پنهانی و شبانه به مانند ساير قسمتهای حاشيهايشهر از قرار متری 15 ريال و قستمهای مرغوب 20 ريال با شرايط نقد و قسط، تفكيك و به فروش ميرسيد. اهالی كم درآمد و بيبضاعت كوچههاي«اسماعيل بقال»، «لوطی ابراهيم»، «خداآباد»، «ايدهلو»، «سيلاب قوشخاناسي»، «ملازينال» و «درهلر» به يك طرفةالعين درختان باقيمانده باغ راانداخته كرتيها را ناپديد، چاهها را پر و بالاخره باغ را از صفا انداختند. و خانههای خشتی و چوبی و گلی خود را بالا بردند. خانه و كوچههای تنگ وباريك: خانهها همچون دمل بر پشت خاك / خون يك خروار غم هر مشت خاك... * * * چيست اين در نبد نام غاروش / منجنيقی در دو سو ديواروش / اين خيابانست يا دالان گور / زاغها بر اسكلتها در عبور... * * * ساعتی ديگر چو سركردم بلند / تا به بينم قيمت اين رشته چند / ساروان ديدم از آنجا رفته است / گرد كوچ از كوه بالا رفته است.(45) لحظهای چشم بر هم نهادم و افكارم به سرعت باد و برق چرخيد. ديروز «باغ» را در آغاز مقاله تمثيلی از «فردوس برين» و «روضه ارم» و سايهگاهخوش روندگان و زائران آوردم اما چون چشم باز كردم امروز آن را مصداق بيتی از سروده جاودانه «حيدر بابايه سلام» شهريار يافتم كه: بهشتيميز جهنم اولماقدادير ذيحجهميز محرم اولماقدادير.(46) نتيجهگيري: باتوجه به شفافيت موضوع و علاقه درونی فرد فرد مسوولان امور و آحاد جامعه امروزی كشور در احيا و بازسازی خرابيهای آثار گذشتگان كه درارائه آمارها و تخصيص سمينارها و كنگرههای علمی و پژوهشی موسسات مختلف مملكتی متبلور است و نيز اختصاص خبرها و مقالهها درروزنامههای كشوری و محلی و حساسيت دانشگاه تبريز و شهرداری و شورای شهر و مديريت سازمان ميراث فرهنگی استان و هواخواهی طرفدارانفضای سبز و محيط زيست و اختصاصی روز درختكاری برای تائيد وجود باغها و پوشش گياهی و ممانعت از تخريب دوباره باغها و طبيعت اگرمعرفی باغ صفا و شناخت موضوع مقاله بتواند در جوار دهها مطلب و خبر منتشره در روزنامههای آذربايجان كه «درختان باغ را بريدند تا جنگلی ازآهن و پولاد ايجاد شود» افكار و خواستهها را حتی تا حدودی بر آن سو، سوق دهد كه ديگر شاهد اين نباشيم كه باز به قول يكی از روزنامههايآذربايجان منتشره تبريز: «تبر، بر تبريز غالب شد». غالب نيايد نتيجه مطلوب از مقاله موجود حاصل است. با اين اميد. يادداشتها 1- صفري، امرالله، باغ آرايی در ايران، فصلنامه هنر، ش 11 (تابستان 1365)، صص 20 - 198 2- نادر ميرزا، تاريخ و جغرافی دارالسلطنه تبريز، مقدمه، تصحيح و تحشيه: غلامرضا مجد، چ 1، ستوده، تبريز 1373، ص 194 3- دارالسلطنه، 194 4- اديب الملك، عبدالعلي، سفرنامه آذربايجان (دافع الغرور)، به كوشش ايرج افشار، چ 1، خوارزمي، تهران، 1349، ص 26 5- سجادي، ضياء الدين (سيد، دكتر)، كوی سرخاب تبريز مقبرةالشعراء، چ 1، انجمن آثار ملي، تهران، 1/7/36 (1356 شمسي)، ص 21. 6- مشكور، محمدجواد (دكتر)، تاريخ تبريز تا پايان قرن نهم هجري، چ 1، انجمن آثار ملی (96)، تهران، 1352، ص 94 7- چلبي، اوليا، سياحتنامه اولياء چلبی (ترجمه و تلخيص حسين نخجواني، چاپخانه شفق، تبريز، 1338 شمسي، ص 28. 8- دارالسلطنه... 194 9- روحاني، غزاله (مهندس)، طراحی باغ و احداث فضاي، چ 2، فرهنگ جامع، تهران، 1371، ص 41 10- طراحی باغ و و...، 92 11- كارنگ، عبدالعلي، آثار باستانی آذربايجان - آثار و ابنيه تاريخی شهرستان تبريز، ج1 چ 1، انجمن آثار ملي، تهران، 1351، ص 161 12- ادوارد پولاك، ياكوب، سفرنامه پولاك (ايران و ايرانيان)، ترجمه كيكاوس جهانداري، چ 1، فرانكلين و شركت سهامی كتابهای جيبي، تهران، 1356، ص 80 13- جوادي، شفيع تبريز و پيرامون، چ 1، بنياد فرهنگی رضا پهلوی آذربايجانشرقي، تبريز، 1350 (سال كوروش بزرگ)، ص 299 (اميني) چون به سال 1324 ق در گذشتدر همين گورستان معروف به «باغ صفا» مدفون گشت. مطلعی از يك سرودهاش: شبنم به آفتاب رسانيد خويش رااز همتت هر كه بهر جا رسيده است 14- رحيملو، يوسف (دكتر)، سنگ نبشتههای آذربايجان از موارد بررسی نشده، دانشگاه تبريز، 1372، ص 119. (نسخه زيراكس شده) 15- صفوت، محمدعلي، داستان دوستان (تذكره شعرا و ادباء آذربايجان)، به كوشش غلامرضا طباطبايی مجد، نشر ابو، تبريز، 1376 صص 70 - 167 16- سنگ نبشتههای آذربايجان...، 129 17- ناصري، هلال، شاعرلر مجلسي، نشر مجلس شاعران (شاعرلر مجلسي)، تبريز، آبان - آذر 1324 شمسي، ص 199 18- تبريز و پيرامون، 582 19- طراحی باغ و...، 26 20- تاريخ تبريز تا پايان...، 97 21- همان، 133 22- دارالسلطنه...، 49 23- شهريار، محمدحسين (سيد)، حيدربابايا سلام و نئچه آيری منظومهلر، نصرت الله فتحی (آتشباك)، تهران، 1343، ص 33 چون خواب خوش به خاطر و نقشش به جانم استتاثير آن هنوز به روح و روانم است. تك سلام بر حيدربابا، ترجمه كريم مشروطهچي، ص48 24- دار السلطنه...، 55 25- ويلبر، دونالد، باغهای ايران و كوشكهای آن، ترجمه مهين دخت صبا، بزرگمهر، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب 1348، ص 52 26- سياحتنامه...، 5 - 24 27- سيفی قمی تفرشي، مرتضي، تهران در آئينه زمان، چ 1، اقبال، تهران، 1369، ص 88 28- اعتماد السلطنه، محمدحسين خان، مراة البلدان، به كوشش پرتوی علاء و محمدعلی سپانلو، ج1، چ 1، تهران، 1364، ص 407 29- حيدربابايا سلام... 33 30- مرواريد، يونس، مراغه (افزاره رود)، تهران، 18/11/1360، ص 228 31- داوز، جان، باغهای آبي، ترجمه واحد انتشارات سازمان پاركها و فضای سبز شهر تهران، ويراستار علمي، مهندس پرهان رياضي، چ 1، ناشر: سازمان پاركهاو فضای سبزشهر تهران، بهار 1374، ص 158 32- جورج، دبليو، ور. ج. پ. مك كلوم، توليدی سبزي، ترجمه مصطفی مبلي، بهمن پيراسته، چ 1، دانشگاه اصفهان، ص 570 33- دار السلطنه...، 300 34- اوبن، اوژان، ايران امروز 1907 - 1906، ترجمه و حواشی و توضيحات از: علی اصغر سيدي، كتابفروشی زوار، تهران، 1362، ص 60 35- مرآة البلدان، 405 36- باغهای ايران و كوشكهای آن، 8-247 37- جهانگير ميرزا، تاريخ نو (شامل حوادث دوره قاجاريه از سال 1240 تا 1267 قمري)، به سعی اهتمام عباس اقبال آشتياني، چ 1، كتابخانه علی اكبر علمی و شركاءتهران، شهريور 1327 شمسي، ص 188 38- مفتون دنبلي، عبدالرزاق بيگ، مآثر سلطانيه، به اهتمام غلامحسين صدری افشار، چ 2، ابن سينا، تهران، 1351 شمسي، 1392 قمري، ص 138 39- دافع الغرور، 130 40- همان، 159 41- همان، 251 42- همان، 271 43- همان، 277 44- ذكاء، يحيي، زمين لرزههای تبريز، چ 1، كتابسرا، زمستان 1368، ص 155 45- مفتون اميني، يداله، كولاك، انتشارات شمس، تبريز، 2536 (1356 شمسي)، صص 61 - 54 46- حيدربابايا سلام و...، 34 كتابنامه 1- ادوارد پولاك، ياكوب، سفرنامه پولاك (ايران و ايرانيان)، ترجمه كيكاوس جهانداري، چ 1، فرانكلين و شركت سهامی كتابهای جيبي، تهران، 1356 2- اديب الملك، عبدالعلي، سفرنامه آذربايجان (دافع الغرور)، به كوشش ايرج افشار، چ 1، خوارزمي، تهران، 1349 3- اعتماد السلطنه، محمدحسين خان، مراة البلدان، به كوشش پرتوی علاء و محمدعلی سپانلو، ج1، چ 1، تهران، 1364 4- اوبن، اوژان، ايران امروز 1907 - 1906، ترجمه و حواشی و توضيحات از: علی اصغر سيدي، كتابفروشی زوار، تهران، 1362 5- جوادي، شفيع تبريز و پيرامون، چ 1، بنياد فرهنگی رضا پهلوی آذربايجانشرقي، تبريز، 1350 (سال كوروش بزرگ) 6- جورج، دبليو، ور. ج. پ. مك كلوم، توليدی سبزي، ترجمه مصطفی مبلي، بهمن پيراسته، چ 1، دانشگاه اصفهان 7- جهانگير ميرزا، تاريخ نو (شامل حوادث دوره قاجاريه از سال 1240 تا 1267 قمري)، به سعی اهتمام عباس اقبال آشتياني، چ 1، كتابخانه علی اكبر علمی و شركاء تهران،شهريور 1327 شمسي 8- چلبي، اوليا، سياحتنامه اولياء چلبی (ترجمه و تلخيص حسين نخجواني، چاپخانه شفق، تبريز، 1338 شمسي 9- داوز، جان، باغهای آبي، ترجمه واحد انتشارات سازمان پاركها و فضای سبز شهر تهران، بهار 1374 10- ذكاء، يحيي، زمين لرزههای تبريز، چ 1، كتابسرا، زمستان 1368 11- رحيملو، يوسف (دكتر)، سنگ نبشتههای آذربايجان از موارد بررسی نشده، دانشگاه تبريز، 1372، (نسخه تكثيري) 12- روحاني، غزاله (مهندس)، طراحی باغ و احداث فضاي، چ 2، فرهنگ جامع، تهران، 1371 13- سجادي، ضياء الدين (سيد، دكتر)، كوی سرخاب تبريز مقبرةالشعراء، چ 1، انجمن آثار ملي، تهران، 1/7/36 (1356) 14- سيفی قمی تفرشي، مرتضي، تهران در آئينه زمان، اقبال، تهران، 1369 15- شهريار، محمدحسين (سيد)، حيدربابايا سلام و نئچه آيری منظومهلر، نصرت الله فتحی (آتشباك)، تهران، 1343 16- صفري، امرالله، باغ و باغ آرايی در ايران، فصلنامه هنر، ش 11 (تابستان 1365) 17- صفوت، محمدعلي، داستان دوستان (تذكره شعرا و ادباء آذربايجان)، به كوشش غلامرضا طباطبايی مجد، نشر ابو، تبريز، 1376 18- كارنگ، عبدالعلي، آثار باستانی آذربايجان - آثار و ابنيه تاريخی شهرستان تبريز، ج1 چ 1، انجمن آثار ملي، تهران، 1351 19- مرواريد، يونس، مراغه (افرازه رود)، تهران، 18/11/1360 20- مشكور، محمدجواد (دكتر)، تاريخ تبريز تا پايان قرن نهم هجري، چ 1، انجمن آثار ملی (96)، تهران، 1352 21- مفتون اميني، يداله، كولاك، انتشارات شمس، تبريز، 2536 (1356 شمسي) 22- مفتون دنبلي، عبدالرزاق بيگ، مآثر سلطانيه، به اهتمام غلامحسين صدری افشار، چ 2، ابن سينا، تهران، 1351 شمسي 23- نادر ميرزا، تاريخ و جغرافی دارالسلطنه تبريز، مقدمه، تصحيح و تحشيه: غلامرضا مجد، چ 1، ستوده، تبريز 1373 24- ناصري، هلال، شاعرلر مجلسي، نشريه شاعرلر مجلسی (مجلس شاعران)، تبريز، آبان - آذر 1324 شمسي 25- ويلبر، دونالد، باغهای ايران و كوشكهای آن، ترجمه مهين دخت صبا، بزرگمهر، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب 1348 + نوشته شده توسط mesud eberkani در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت
21:37 |
+ نوشته شده توسط mesud eberkani در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت
21:23 |
قانون اثر مسلط
اين قانون بيانگر آن است كه هر گاه تصوري مورد پذيرش ضمير ناخودآگاه قرار گرفته و در آن جذب شود ( فرد خود به خود به طرف تظاهرات واقعي آن تصور كشيده مي شود ودرجريان تصور قوي تر و واضح تر بر تصور ضعيف تر تسلط پيدا مي كند . ) تصميمات و رفتارهاي عمده انسان تحت تاثير اين قانون شكل مي گيرد . همواره تصور برتر است كه انسان را به انجام رفتاري مطابق يا متناسب با خود مي سازد. انسان نمي تواند همزمان به دو چيز مختلف بينديشد و يا دو تصور متفاوت را در ذهن بپرورد و همينطور نمي تواند در آن واحد به دو طرز مختلف رفتار تمايد بنابراين هميشه و در انجام هر كار و اخذ هر تصميمي براي تصور قوي تر وجود دارد كه فرد تحت تاثير آن عمل مي نمايد . اميل كووه كه او را پدر فن تلقين ناميده اند مي گويد : (( اگر شما بتوانيد شخص را كه دچار وسوسه بيمار گون سرقت است به اين فكر بيندازد كه ديگر دست به سرقت نخواهد زد ، او ديگر دست به سرقت نخواهد زد . )) منظور كووه از بيان (( به فكر انداختن )) در اينجا ، ايجاد تصورات قوي وافكاري است كه در فرد گرايشي به عملي واقعي شدن آنها بوجود آيد . كووه در اين رابطه با قانون اثر مسلط چهار اصل بيان مي كند : *هرگاه اراده وتخيل در مبارزه باشند . تخيل پيروز خواهد شد وموضوع نهفته در آن عملي خواهد گرديد . *در كشاكش بين اراده وتخيل ، نيروي تخيل به طور مستقيم متناسب است با مجذور اراده . *هرگاه اراده وتخيل در توافق باشند ، به يكديگر اضافه نمي شوند بلكه درهمديگر ضرب مي شوند . *تخيل قوي به صورت رفتار درمي آيد . انسان هرگاه از لحاظ رواني آمادگي پذيرش يك تصور منفي يا مثبت رت داسته باشد آن تصور به راحتي از بين نخواهد رفت ونقش آن خنثي هم نخواهد بود بلكه همواره در رفتارهاي فرد تلثير خواهد داشت حتي اگر تلاش نمايد آن را فراموش كند باعث تداوم وتقويت بيشتر آن خواهد گرديد . نقل يك داستان كهن مي تواند در درك بهتر اين مسئله ياري نمايد . مي گويند روزي فردي به يك طالع بين مشهور مراجعه كرد و با پرداخت بهاي هنگفتي از او خواست طالع و بخت او را بگويد و به گونه اي قطعي و واضح وضع او را بيان نمايد طالع بين به او گفت در طالع شما سعادت وثروتي عظيمي وجود دارد اما شرط تحقق همه اينها آن است كه تا ده روز اصلا به جن فكر نكنيد اگر توانستيد تا ده روز به جن فكر نكنيد به سعادت عظيم خواهيد رسيد وثروت هنگفت به ارث خواهيد برد در غير اين صورت زندگي شما به روال سابق خواهد گذشت . مرد ازنزد او برخاست واز آن لحظه تا ده روز ديگر به چيزي نمي انديشيد جز جن ونينديشيدن به جن . به اين ترتيب تلاش ذهني براي نفي وفراموشي يك تصور يا موضوع ، غالبا نتيجه اي جز يادآوري آنم موضوع ندارد . قانون كوشش معكوس اين قانون يكي ديگر از قوانين سه گانه اميل كووه است . اين قانون به ريشه هاي ترديد در انسان و مواغنع ذهني بازدارنده در مخالف اراده اشاره دارد و چگونگي كار كرد اين گونه موارد رواني را مورد بررسي قرار مي دهد . اين قانون ميگويد اگر فكر كنيم كه (( من مي خواهم كه فلان يا بهمان چيز واقعيت يا بد)) و در همان حال تخيل ما بگويد (( تو مي خواهي ولي اين كار صورت نخواهد گرفت )) نه فقط آن چه را كه مي خواهيم به دست نخواهيم آورد ، بلكه ضد آن تحقق خواهد يافت . اميل كووه در تفهيم اين قانون بكلي از تمثيلهاي پاسكال استفاده مي كند.هر گاه يك تخته چوب به طول ده متر و عرض بيست و پنج سانتيمتر را روي زمين بگذاريم هر كسي قادر خواهد بود از اين سر تا آن سر تخته را طي كند.اما اگر ويژگيهاي تجربه را تغيير بدهيم و همين تخته چوب را در ارتفاع برجهاي يك كليساي جامع بگذاريم به دشواري ممكن است شخصي قادر به طي مسافتي از تخته باشد. گووه معتقد است اگر ما شروع به حركت بر روي اين تخته كنيم هنوز دو گام پيش نرفته برخود خواهيم لرزيد زيرا مرتبا ارتفاع بلند و ترسناك و سقوط از آنجا را به خود يادآوري مي كند به اين ترتيب سقوط خواهيم كرد.زيرا اراده براي گذر از تخته در برابر ترديدي كه در مورد توانائي عبور داريم رنگ مي بازد. مثال ديگر:هر گاه فردي كه از بي خوابي رنج مي برد به هنگام خواب به خود بگويد:((باز هم خوابم نخواهد برد))هر قدر كوشش كند و اراده بخرج كند بيشتر به تلاطم و كش و قوس خواهد افتاد چنين فردي زماني به خواب خواهد رفت كه از تمناي به خواب رفتن دست بردارد زيرا تمناي خواب در اين فرد با اعتماد او(باز هم خوابم نخواهد برد)در تضاد و كشمكش است و براساس قانون قبلي(اثر مسلط)تصور و اعتقاد در اين كشمكش پيروز مي گردد. مثال ديگر:زماني كه كلمه اي((نوك زبان))فردي است و به يادش نمي آيد هر قدر بيشتر تمنا كند و اراده نمايد كه آن را به ياد آورد احتمال به ياد آوردن آن كمتر مي شود.فقط هنگامي كه اراده وي در كار نباشد كشمكش پايان مي پذيرد و ممكن است كلمه را به ياد آورد.در مقابل اراده و تمنا يك جمله تلقيني مانند((كلمه ناگهان به يادم خواهد آمد))مي تواند نقش مثبتي داشته باشد. تخيل تخيل از عمده ترين و كلي ترين مباحث مورد نظر و علاقه فلاسفه قديم بوده است حكما و فلاسفه قديم تخيل را در مقابل واقعيت و جهان عيني قرار داده اند و به دليل غير واقعي بودن تخيلات،مردم را از خيالپردازي بر حذر داشته اند. تخيلات را مي توان به دو دسته متفاوت تقسيم بندي نمود تخيل فعال و تخيل منفعل در خيالپردازي فعال،فرد به خيالات بصري و كلامي خودش مسير مي دهد ودر اين خيالپردازي فرد دستخوش خيالات نيست بلكه فعالانه به آنها جهت مي دهد.اين خيالپردازي معطوف به هدف است و به پيشرفت در رسيدن به هدف مورد نظر مي انجامد.خيالپردازي نويسندگان،مخترعين و شعرا از اين نوع است.روانشناسي تصوير ذهني بر مبناي تخيل بصري فعال بنا نهاده شده است.تصاوير ذهني اگر مدت زمان مناسبي در ذهن فرد تداوم داشته باشند بتدريج با نفوذ و تاثير در عملكرد ها و رفتار هاي فرد ،جزئي از شخصيت او مي شوند اين تصوير از خود و ديگران مي تواند مثبت يا منفي باشد بنابراين انسان مي تواند با انتخاب تصاوير و تصورات ذهني ايده ال و مثبت و مرور ذهني آنها به ايده الهاي خود دست يابد. تخيل منفعل،حالتي است كه در آن فرد دستخوش تخيلات بصري و غير بصري مي شود در اين نوع از تخيل فرد در برابر جريان و نوع تخيلات و موضوعات آنها نقش تعيين كننده اي ندارد اينگونه از تخيل معطوف به هيچ هدف حاضر نيستند و نتيجه و تمره اي هم دربر ندارند و فرد از آنها هيچ نتيجه اي بدست نمي آورد اين نوع از تخيل گاه منشاء شهود براي شاعران است. تخيلي كه حكماي قديم جوانان را از آن برحذر كرده اند تخيل منفعل است. از نظرات كووه در مورد تخيل در مبحث قبل آگاه شديم. دكتر((رنه لافورك))مي گويد:ناپلئون هنر جنگ را سالها در عالم تخيل تمرين مي كرد.پيروزيهاي او با اين تمرينها بي ارتباط نبود اما بالاخره از شكست خود به هراس افتاد و ناخودآگاهانه سقوط خود را برنامه نويسي كرد.مطالعه دقيق آخرين بخش زندگي او نشان مي دهد كه مكانيسم فرمان خودكار مغز او عملا روي شكست ميزان شده بود.)) كاسيه دو واضح كلمه سوفرولوژي در بيان پذيرش تدريجي حالت سوفرونيك،معتقد است كه بايد خود را به طرزي مثبت خوشببخت ببينيم و اين امكان را همچون اميدواري در نظر آوريم،تا واكنشهاي مثبت ارگانيسم را برانگيزيم. بيماراني كه خود را شفا يافته مي بينند،بيماراني كه ((مايلند بر مرض غلبه كنند ))زودتر شفا مي يابند.ولي شفا يافتن سريع تر آنان به آن سبب نيست كه مي خواهند يا اراده مي كنند كه خود را شفا يافته مي بينند.علت آن است كه چون خود را شفا يافته مي بينند به اميدواري و اراده لازم دست مي يابند. اراده چيست؟توانايي ويژه اي كه از عهده بعضيها خارج است و برخي ديگر آن را تقديس مي كنند.ساليان دراز،چنين مي پنداشتيم كه اراده همان تلاش و همان كوشش فوق العاده اي است كه در بعضي لحظه هاي دشوار آگاهانه از خود نشان مي دهيم.تصور قالبي اراده- دندانهاي فشرده و عضلات منقبض در همان حال كه مسحورم مي كرد،از دسترسم به دور بود.سپس، با خواندن زندگينامه مردان مشهور،با ديدن وشناختن آنان كه به داشتن اراده اي آهنين شهرت داشتند،به اين نكته پي بردم كه اين نيرو،اين انرژي را آنان نه از اراده،كه از منشاء و خاستگاه اراده برمي كشيدند،يعني از هدفي كه دنبال مي كردند. شخصي به نام مونتي كه قدرت تخيل رابه خوبي مي شناخت ميان دوستان خود با زوج جواني رفت وآمد داشت كه تازه پيمان زناشويي بسته بودند:كنت و كنتس دوگورسون.در روز برگزاري مراسم ازدواج نگراني آزاردهنده اي بر جمع دوستان و خويشاوندان زوج جوان حكمفرما بود:همه از آن بيم داشتند كه مبادا يكي از خواستگاران دوشيزه جوان به انگيزه انتقام داماد را قلاب پيچ كند:قلاب پيچ يا گره زدن ريسمان كه دو سرآن قلابهايي آهنين داشته باشد،طلسمي بود كه گويا داماد را به ناتواني دچار مي ساخت! مونتني به همه اطمينان خاطر مي بخشيد:من باطل سحر نيرومندي در اختيار دارم كه هرگونه طلسمي را از كار مي اندازد((و براي اينكه اين مدعا را به اثبات برساند،به جست و جوي سينه ريزي رفت كه گويا سردردها را برطرف مي ساخت.در ضمن، داماد را هم متقاعد ساخت كه به طرز زير عمل كند:ابتدا جامه مونتني را بپوشد و سينه ريز او را به گردن بياويزد،سپس ((سه بار فلان ورد را بخواند و بهمان حركت را انجام دهد))و در هر بار سينه ريز را از گردن برگيرد و از نوع برجاي نهد،تا سرانجام آن را در فلان نقطه ثابت نگاه دارد،و به خصوص فراموش نكند كه جامه را روي تخت عروسي بگستراند. مونتني، پس از شرح اين سرگذشت،مي افزايد:((اين دلقك بازيها اصل و اساس تاثيرات بعدي را تشكيل مي دهد،چرا كه تخيل ما به آساني مي پذيرد كه اين شيوه هاي عجيب و غريب لزوما بايد ناشي از علمي ناشناخته و مرموز باشد)) باري،داماد از طلسم قلاب پيچ رهايي يافت: يك جامعه شناس پس از مطالعات گسترده درباره مكانيسمهاي مغزي مي نويسد:(( آدمي در دنياي واقعي فقط چيزهائي را كشف مي كند كه پيشاپيش آنها را در ذهن خود اختراع كرده،به تخيل درآورده است.)) امواج آلفا امواج آلفا بوسيله ((هانس برگر))روانپزشك آلماني كشف گرديد.دستگاه الكتروآنسفالو گرام (موج نگار مغز)چهار نوع منحني از امواج مغزي ارائه مي دهد كه عبارتنداز:آلفا،بتا،دلتا و تتا.ريتم هاي دلتا كندترين امواج مغزي با تناوب از 1 تا 3 دور در ثانيه بوده و اغلب در خواب عميق ظاهر مي شوند.بنظر مي رسد كه ريتم هاي تتا كه داراي تناوب 4 تا 7 دور در ثانيه مي باشند به خلق و خو بستگي داشته باشد.ريتم هاي آلفا از 8 تا 12 دور در ثانيه،در اوقات تفكر،تامل آزاد رخ داده و در اثر تمركز حواس و توجه قطع مي شوند و بالاخره ريتم هاي بتا با تناوب 13 الي 22 دور در ثانيه،ظاهرا منحصر به نواحي جلوئي مغز،يعني جائيكه فعاليتهاي پيچيده فكري رخ مي دهد مي باشند. امواج آلفا با نوعي هوشياري و خود آگاهي معطوف به درون ظاهر مي شود در حاليكه امواج بتا با حالتي از هوشياري و توجه و تمركز معطوف به خارج ظاهر مي شوند. تمرينات و اعمالي چون خيره شدن به نقطه اي موهوم،ايجاد خلا فكري،وارهيدگي و ريلاكس جسماني،دوختن چشم به بالا و به نقطه حد وسط پيشاني و يا تكرار يك كلمه (مانترا)به افزايش امواج آلفا مي انجامند. هنگامي كه صدا يا هر محرك خارجي ديگر سر برسد در ثبت امواج مغزي (الكتروآنسفالو گرافي)وقفه ظاهر مي شود.امواج آلفا ناگهان متوقف مي شود و به جاي آنها امواج بتا از مغز صادر مي گردد(امواج بتا در توجه و هوشياري معطوف به خارج ظاهر مي شوند)سپس امواج آلفا دوباره و به آرامي ظاهر مي شوند.بعضي از انواع ورد خوانيهاي منظم،همه موجب افزايش آلفا مي گردند. تمرينات خاص هوشياري دروني مانند يوگا،ذن،قسمتهاي از آئين هاي خاص در علوم خفيه،راههائي براي افزايش امواج آلفا هستند.بنابراين اين امواج بافت ذهني خاصي را تشكيل مي دهند كه پديده هاي فوق عادي مغزي و ذهني آدمي بر زمينه آن به ظهور مي رسند. روانشناسي تصوير ذهني در روانشناسي تصوير ذهني،بر تصوير ذهني فرد از خودش و تصوير ذهني او از تصور ديگران در مورد خودش تاكيد مي شود. ماكسول مالتز جراح پلاستيك در كار با افرادي كه داراي ضايعات پوستي در صورت بودند دريافت كه با تغيير دادن تصوير بيروني ظاهري هر شخص،درون اوهمتغيير پيدا مي كند و شخصيت،رفتار و توانائيهاي او به طرزي خارق العاده تغيير مي يابد.عدم اعتماد به نفس و عقده ها در مدتي كمتر از سه هفته ناپديد مي شوند و به جاي آنها شخصيتي تازه و شكوفا سربرمي آورد.اما در بعضي موارد با دگرگون شدن تصوير بيروني و ظاهري فرد و پس از عمل جراحي،هيچ تغييري ديده نمي شد.اين مسئله بيانگر آن است كه آنچه موجب تغيير و تحول باطني و رواني مي گردد تصوير ذهني فرد از خودش است. در مواردي حتي از بين رفتن زخمها و خراشهاي صورت موجب تغيير در تصوير ذهني مني و ناخوشايند فرد از خودش نمي گرديد. مالتز معتقد است هنگامي كه تصوير خويشتن ما مناسب است و بافت اساسي آن را تجربه هاي موفقيت آميز تشكيل مي دهد رفتار ما نيز با خواستهاي ما همخواني خواهد داشت.هنگامي تصوير خويشتن ما جلوه اي نامناسب،حقير،نالايق يا ناتوان از ما ارائه دهد رفتار ما نيز با همين تصوير انطباق خواهدداشت و رفتارها و عكس العملهائي در ديگران برخواهد انگيخت كه كتناسب با تصوير ذهني ما از خودمان باشد و به اين ترتيب يك تصوير ذهني از خويشتن تداوم مي يابد. استنباط هاي متاثر استنباط ها و برداشتهاي هر يك از ما درباره رفتارها و عملكردهاي ديگران تحت تاثير تصوير ذهني ما از خودمان قرار دارد.هر كس براساس ديدگاههاي خودش قسمتها و اجزاي خاصي از رفتارهاي ديگران را مورد توجه بيشتر قرار داده و آنها را براي خودش عمده و بزرگ جلوه مي دهد. فردي كه خود را شخص عاجز و وامانده اي تصور مي كند رفتارها و اعمالي در ديگران برخواهد انگيخت كه اين تصوير را تجديد نمايند.كسي كه تصوير فردي اخمو و گرفته را از خود دارد تحت تاثير اين تصوير خواهد بود و به گونه اي عمل خواهد كرد كه گوئي تعهد سپرده است به آن وفادار بماند عكس العمل طبيعي ديگران در برابر چنين فردي،باعث خواهد شد تصوير ذهني او تداوم يابد. انسانها براساس تصوير ذهني كه از خودشان دارند عكس العملها و رفتارهاي ديگران را تحليل مي كنند زيرا انتظار دارند در كلام و رفتار ديگران اشاره و طعنه اي به خصوصيت خاص آنها وجود داشته باشد. ماكسول مالتز در كار خود به افرادي برخورد مي كرد كه عليرغم داشتن ضايعات پوستي عمده و شديددر صورت از آداب معاشرت اجتماعي قوي برخوردار بودند حس دوستي و عطو فت شديد در فرد مقابل مي انگيختند و در كل برخوردي گيرا،قوي و جذاب داشتند و حضور انها به گونه اي بود كه فرد يا افرادي كه طرف برخورد او بودند ضايعه بزرگ صورت او را بكلي فراموش مي كردند و يا آن را به هيچ مي شمردند زيرا شخصيت و رفتار شخص بگونه اي نبود كه زمينه اي براي توجه به ضايعه پوستي او فراهم آورد اساسا وقتي خود او آن را نديده مي گرفت دليلي وجود نداشت كه ديگران آن را مورد توجه قرار دهند. در مقابل اين دسته از افراد كه البته انگشت شمار بودند،مالتز به افراد زيادي برمي خورد كه در مواجهه با ديگران تمام رفتار و شخصيتش تحت تصوير خراش و ضايعه جزئي صورتش قرار داشت.احساس شرم،خجالت،حقارت،دستپاچكي در حركات،با حضور اين افراد ظاهر مي شدند تمامي اين عوامل باعث مي شدند فرد يا افراد حاضر فقط به ضايعه او توجه كنند و يا به شكل حماقت آميز و بي نتيجه اي سعي كنند به عيب و نقص او نگاه يا اشاره ننمايند و يا به او دلداري دهند كه در تمام اين موارد نتيجه منفي و نا خوشايندي در فرد ظاهر مي شود.به نظر ماكسول مالتز تمام قدرتهايي را كه در حالت هيپنوتيزم در فرد ظاهر مي شوند به دليل سهولت تغيير بار در حالت هيپنوتيزم و پذيرفته نشدن تصوير ذهني در مورد اين گونه از توانائيهاست.تلقينهاي اطرافيان ما،افكار و تصورات خود ما و اثرشان بر تخيلها،قدرتي همانند قدرت شخص هيپنوتيزم كننده دارند آنها مي توانند ما را ياري دهند تا توانائييهاي بالقوه خود را بكار بيندازيم يا محدوديتها يا موانعي تخيلي در برابر فعاليتهاي ما به وجود آورند.هر داده اطلاعاتي كه به مكانيزم فرمان خود مختار مغز تحويل داده شود موجب مي گردد كه اين مكانيزم فرمانهائي در جهت تحقق آنها صادر نمايد.اعتقادات و تصاوير ذهني را به ياري تخيل محقق مي سازيم. اثر پيگماليون اثر پگيگماليون پديده رواني مشهوري است كه اهميت((تصوير از خويش)) را در امر آموزش و پرورش نشان مي دهد. اثر پيگماليون پديده اي رواني مشهوري است كه اهميت اين گونه باورها را به ويژه در زمينه آموزش و پرورش نشان مي دهد تجربه زير نمونه اي از اثر پيگماليون در آموزش شاگردان يك كلاس معين را مورد آزمون هوش بهر قرار مي دهند روانشناسي مسئول آزمون توجه معلم و والدين را به سوي شاگردي كه تا آن زمان در گروه متوسطهاي كلاس بوده است جلب مي كند و او را شاگردي برجسته معرفي مي كند كه از نظر هوش بهر در سطح عالي قرار دارد (حال آنكه در واقع چنين صحت ندارد و شاگرد مذكور از آزمون هوش در سطحي متوسط است).چند ماه بعد اين شاگرد با بدست آوردن نمره هايي بهتر بتدريج پيش مي رود و سرانجام در راس كلاس قرار مي گيرد. چه پيش آمده است؟ واكنشهاي تشويق آميز معلمان و اطرافيان شاگرد حس اعتماد نويني در او دميده است،تصوير تازه اي از خويشتن در او شكل گرفته است كه رفتار اموزش و رواني او را تحت تاثير قرار داده،نتايج عملي حاصل از اين رفتار نيز به نوبه خود،اصالت تصوير ذهني جديد را تائيد كرده است. نمي توان از نظر بدور داشت كه اعمال ساحرانه و جادوگرانه،بويژه زماني كه در جمع و حضور ديگران صورت گيرد تاثيري مشابه پديده پيگماليون برفرد جادوگر يا شخصي كه به جادوگر مراجعه كرده است،برجاي مي گذارد. كليد شرطي كليد يا علامت شرط،نشانه اي است كه بطور ذهني با يك حالت يا يك كنش پيوند مي يابد و باعث تداعي آن حالت يا وضعيت مي گردد.بعنوان مثال يك اونيفورم تداعي گر ضوابط و مقرراتي است كه برتن كنندگان آن رعايت مي كنند و يا ديگران را وادار به رعايت مي نمايند . علامت شرطي را براي ايجاد حالات رواني چون آرامش وحالات جسمي مانند وارهيدگي به كار گرفت . در آموزش ريلاكس وتمرينات خود هيپنوتيزم ، شخص به يك علامت ورمز ، شرطي مي شود به گونه اي كه با بكار گرفتن آن رمز در زمان اندك به حالت مطلوب مي رسد . اين علامت شرطي مي تواند عدد ، تصوير ذهني ( تجسم يك منظره يا صحنه خاص) ويا آهنگ وصداي ويژه باشد . كوتاه ترين راه عملي براي نشان دادن تاثيد رمز شرطي در حالت خلسه هيپنوتيك امكان پذير است . در حالت هيپنوتيزم كليدشرطي به سرعت پذيرفته مي شود.بعنوان مثال،در آزمايشي به فرد خوابگرد(فردي كه در درجه سوم از هيپنوتيزم،معيني سومنامبول قرار دارد)گفته مي شود كه پس از بازگشت به حالت عادي وقتي آقاي ب روي صندلي مي نشيند شما شديدا احساس سرما مي كنيد يا شما به بيرون از اتاق مي رويد. وقتي فرد هيپنوتيزم شده به حالت عادي(بيداري)مي رسد با بكارگيري كليد شرط(نشستن آقاي ب)احساس سرما به وي هجوم مي آورد و يا از اتاق خارج مي شود. اين پديده را پست هيپنوتيزم مي گويند ما از بحث در مورد شرطي سازي حيوانات و كارهاي پاوولف خودداري مي كنيم و به پديده شرطي سازي در انسانها مي پردازيم. آنچه كه به طور كلي مي توان در مورد كليد شرط گفت به قرار زير است: 1- كليد شرطي مي تواند تداعي گر احساسات خوشايند يا ناخوشايند،غم و اندوه يا شور و شعف،احساس پيروزي و عزت يا شكست و خفت و اعتماد به نفس يا شك و دودلي باشد. 2- قسمت عمده رفتارهاي عادي و روزمره،رفتارهاي شرطي شده و آماده هستند كه با ظهور علامت شرط شكل مي گيرند اين علامت عمل يا عكس العملي است كه پيامد مكرر ان همان رفتار خاص بوده است. 3- اشخاص كه هر فرد با آنها در تعامل است مي توانند متناسب با قدرت نفوذشان در آن فرد،او را در جهتي كه مي خواهند سوق دهند و در اين راه كليدها و رموزي را بكار مي گيرند كه موجب انگيزش هايي شناخته شده در فرد مي شوند. 4- كليد شرطي اگر عميق و قوي باشد به هنگام ظهور،استدلال و قدرت اراده در برابر آن سد و مانعي بوجود نخواهد آورد يعني عليرغم اراده فرد جواب شناخته شده كلي شرط ظاهر مي شود. 5- استدلال بعد از عمل.بعد از انكه انسان در معرض كليد شرط قرار گرفته تحت تاثير آن مباردت به عمل مي كند.اگر عملش غيرمنطقي و بي دليل بوده باشد دست به دليل تراشي و استدلالهاي تحريف شده و گاه مسخره مي زند يعني استدلال نيروي عقل در برابر كليد شرطي انعطاف نشان مي دهد و عملا در خدمت آن قرار مي گيرد به گونه اي كه فرد استدلالات خود را كاملا معقول و عين حقيقت مي داند. دارو بعنوان كليد شرطي بدون شك قسمت عمده اي از تاثيرات رواني ناشي از دارو كه موجب شناخته شدن داروهاي بي خاصيت گرديده است مربوط به تاثير دارو بعنوان كليد شرطي است.پي آمد طبيعي استعمال دارو در اعتقاد افراد جامعه بهبودي است. با اين اعتقاد وقتي فردي دارويي استعمال مي نمايد آنچه كه مرتبا به صورت پيوسته تداعي مي شود حالت بهبودي قبل از مريض است.تاثير ذهني فرد عوض مي شود و وي خود را فردي سالم و يا رو به بهبودي تصور مي كند،عكس العملهاي اجتماعي متناسب با اين تصوير در ديگران برمي انگيزد و مكانيسم خودكار ذهن او در جهت بهبودي بكار مي افتد. عمل جادئي بعنوان كليد شرط يك لوح يا نوشته ساحرانه مي تواند به دلايلي نقش يك كليد شرط قوي را داشته باشد كه مهمترين دليل(( جادوگرانه))بودن و اسرارآميز بودن لوح يا نوشته است اعتقاد و تكيه عميق و باطني فرد به تاثير يك لوح به همين دو دليل مربوط مي گردد.اين اعتقاد و اطمينان همان كليد و رمز ذهني است كه فرد را در جهت رهايي از مشكلي كه دارد سوق مي دهد. فردي كه به خاطر يك ناراحتي خاص و بيماري به نزد جادوگر مي رود با اخذ نوشته اي از او يا نوشيدن نوشابه اي كه از دست جادوگر مي گيرد كليد ذهني او براي بازگشت به حالت قبل از گرفتاري خاصش بكار مي افتد و به طرف احساسات،روحيات و وضعيت خوشايند و مطلوب قبليش حركت مي نمايد + نوشته شده توسط mesud eberkani در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت
20:57 |
ای بزرگ ! ای مهربان ! ای بخشاينده و ای عاشق! ای صاحب غروب زيبا! ای خالق باران رحمت ! ای بخشاينده هر گناه و معصيت! ای رئوفا! ای شکورا! ای قادر بی انتها! ای مطلق هر چيز ! ای مسلط بر هر امور! ای صاحب هر نسيم ! ای فرمانبردان موجهای سرکش! ای خالق مخلوق! ای شاهد هر ماجرا! ای پديدآورنده هر اتفاق! ای نازنين مهربان!
+ نوشته شده توسط mesud eberkani در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت
20:40 |
موسسه اصلي نظارت بر اسامي و ارقام ثبت شده اينترنت، «آيكن»، (ICANN) دامين اينترنتي جديد «.تل» (tel.) را تصويب كرد.
به گزارش «پيسيورلد»، موسسه «آيكن» استفاده از دامين جديد «.تل» را تصويب كرده و پيمانكار ارائه اين دامين نيز يك شركت مخابراتي انگليسي به نام «تلنيك» تعيين شدهاست. «بنيامين بلومنتال» سرپرست بخش بازاريابي شركت «تلنيك» اعلام كرد كه اين دامين جديد احتمالا از سال ۲۰۰۷ براي استفاده عموم ارائه شده و اطلاعات مربوط به چگونگي ثبت اين دامين جديد نيز هفتههاي آينده دروبسايت همين شركت ارائه خواهد شد.
وي افزود: در ابتدا ثبت اين دامين جديد براي صاحبان نامهاي تجاري و اشخاص معروف صورت خواهد گرفت و سپس ثبت نام عمومي براي استفاده از دامين (tel.) آغاز خواهد شد.
در حال حاضر اغلب كاربران اينترنت داراي شماره تلفنها، ايميلها، شناسههاي مسنجرها (ID)، وبسايتها و وبلاگهاي مختلفند كه با راهاندازي دامين جديد «.تل»،(tel.) كاربران ميتوانند آخرين اطلاعات تماسي و ارتباطي خود را با ثبت يك وبسايت با پسوند tel. در يك جا جمعآوري كرده و در معرض ديد افراد مرتبط به خود قرار دهند و شركتهاي تجاري نيز ميتوانند با ثبت وبسايتهايي با همين پسوند، مشتريان خود را در برقراري ارتباط با شركت راهنمايي كنند.
در حقيقت دامين (tel.) پسوند وبسايتهايي خواهد بود كه كاربران ميتوانند با مراجعه به آنها تمامي اطلاعات لازم براي ارتباط با صاحب وبسايت را در يكجا پيدا كنند.
شركت «تلنيك» هنوز بهاي ثبت اين دامين جديد براي هر فرد يا شركت را اعلام نكردهاست
+ نوشته شده توسط mesud eberkani در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت
16:25 |
+ نوشته شده توسط mesud eberkani در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت
16:18 |
+ نوشته شده توسط mesud eberkani در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت
16:14 |
براساس تحقيقات انجام شده توسط كارشناسان علوم رايانهاي بيش از ۴۰درصد از كاربران تلفن همراه در جهان از سرويس پيام كوتاه يا اساماس استفاده ميكنند.
براساس تحقيق انجامشده كاربران زن از بيشترين استفادهكنندگان از سرويس پيام كوتاه هستند.
كاربران تلفن همراه مرد نيز بيشتر تمايل به استفاده از خدمات موسيقي تلفنهمراه دارند.
حدود۶۰درصد از كاربران مرد در جهان تمايلي به استفاده از سرويس پيام كوتاه ندارند و اين تعداد مكالمه را به ارسال اس ام اس ترجيح ميدهند.
كارشناسان علت عدم تمايل كاربران مرد به استفاده از سرويس پيام كوتاه را كم حوصلگي و شتابزدگي آنان اعلام كردهاند.
كاربران زن تمايل به استفاده از سرويس پيام كوتاه همراه با تصوير و كاربران مرد تمايل بيشتري به بهرهمندي از خدمات موسيقي تلفنهمراه را دارند.
اين تحقيق نيز نشان ميدهد كه بيش از ۵۰درصد از كل پيامهاي كوتاه همراه با تصوير يا PICTURE MESSEGE در سطح جهان توسط زنان ارسال ميشود
+ نوشته شده توسط mesud eberkani در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت
16:5 |
+ نوشته شده توسط mesud eberkani در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 و ساعت
22:12 |
+ نوشته شده توسط mesud eberkani در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 و ساعت
22:0 |
+ نوشته شده توسط mesud eberkani در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 و ساعت
17:23 |
سيلوستر استالونه
نام كامل:MICHAEL SYLVESTE ENZIO STALLONE اسامي مستعار:SLY-ITALIAN STALLION قد: 175 سانتي متر. سيلوستر استالونه در 6 جولاي سال 1946 در نيويورك به دنيا آمد . پدرش فرانك استالونه يك آرايشگر و مادرش ژاكولين لابوفيش يك ستاره شناس بود . نام پدر ناتني اش آنتوني فيليتي است . وي يك برادر دارد كه وي هم بازيگر است و يك خواهر ناتني به نام توني آن فيليتي .
استالونه دانشجوي رشته بازيگري در دانشگاه ميامي بود كه به دلايلي تحصيل را ترك نمود و ترجيح دا به طور عملي وارد حرفه بازيگري شود . اينك وي نه تنها يك بازيگر بلكه كارگردان فيلم نامه نويس و يك تهيه كننده است .
استالونه 2 پسر و 3 دختر 3 تا 30 ساله دارد .
وي در اوقات فراغت خود نقاشي رنگ روغن ميكشد.
وي همراه با آرنولد شواتزنگر صاحب رستوراني بنام PLANET HOLLYWOOD ميباشند. وي از نام كوچك خود بيزار ميباشد.
استالونه دوست صميمي جكي چان ميباشد.
نخستين فعاليت هنري وي بازي در يك فيلم پرنو در سن 24 سالگي بوده است.
وي ايتاليايي تبار ميباشد.
استالونه هوادار سينماي هند (باليوود) ميباشد.
وي فيلمنامه فيلم راكي را خود در عرض 3 روز نوشت. اين فيلم اسكار را نيز از آن خود كرد.
وي سمت چپ پايين صورتش فلج ميباشد. به همين خاطر همواره يك نيشخند در چهره اش نمايان است.
استالونه يكي از پر درآمد ترين بازيگران هاليوود ميباشد وي تاكنون بيش از 350 ميليون دلار درآمد داشته است ل: كنترلچي تئاتر، سال ازدواج:1974 ، سال طلاق :1985
2-BRIGITTE NIELSEN ، سال ازدواج : 1985 ، سال طلاق : 1987 3-JENNIFER FLAVIN ، شعل : مدل ، سال ازدواج :1997 روابط ديگر:
1-ANGIE EVERHART ، مدل ، سال 1995 نامزد بوده اند .
2-JANI مدل . جوايز دريافتي : نامزد دريافت اسكار براي فيلم ROCKY .
فيلمها:
Party at Kitty and Stud's (1970) Lovers and Other Bananas (1971) Klute (1971) The Lords of Flatbush (1974) (No Place to Hide (1975 The Prisoner of Second Avenue (1975) Capone (1975) Death Race 2000 (1975) annonball (1976) Rocky (1976) (F.I.S.T. (1978 (Paradise Alley (1978 (Rocky II (1979 (Nighthawks (1981 Victory (1981) Rocky III (1982) (First Blood (1982 (Staying Alive (1983 (Rhinestone (1984 (Rambo: First Blood Part II (1985 (Rocky IV (1985 (Cobra (1986 (Over the Top (1987 (Rambo III (1988 (Lock Up (1989) Tango & Cash (1989) Rocky V (1990) (Oscar (1991) Stop! Or My Mom Will Shoot! (1992) Cliffhanger (1993) (Demolition Man (1993 A Century of Cinema (1994) (The Specialist (1994 Your Studio and You (1995) (Judge Dredd (1995 Assassins (1995) Daylight (1996) The Good Life (1997) Cop Land (1997) An Alan Smithee Film: Burn Hollywood Burn (1997) (Antz (1998 (Junket Whore (1998 (Get Carter (2000) Driven (2001) (D-Tox (2002 Avenging Angelo (2002) Taxi 3 (2003) (Shade (2003 Spy Kids 3-D: Game Over (2003) + نوشته شده توسط mesud eberkani در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 و ساعت
17:4 |
![]() من به تو محتاجم
مثل همیشه با رفیق قدیمی که تنهایی نام دارد
نشسته ام و به تو می اندیشم
به تویی که محتاجم تا صدایم کنی
به تویی که این این زندگی سیاه رنگ و سیاه بخت رابه سفیدی پاکی آوردی
به تویی که زندگی ام را از منجلاب مرگ بیرون آوردی
و طعم خوش عشق را چشاندی آری من به تو محتاجم
به تویی که سرتاسر این زندگی را مدیون توام
من به تو محتاجم به تویی که اگر اینک هستم برای وجود توست
ای عزیز ترینم ای امید آخرینم من به تو محتاجم
چقدر ناله ی شبانه سر دهم
چقدر فریاد زنم که من به تو محتاجم این زندگی مرا عذاب میدهد
مرا بی تو در گرداب سختی ها غصه ها می اندازد
و من امید بی تو عشقم زیر این غم و غصه ها مدفون می شوم
ای عزیز ترینم من به تو محتاجم
به تو عشق ات ....به نصیحت هایت ..... به خوبی هایت ....
آری من به تو محتاجم
تا سفر به شهر آرزو ها کنم من به تو محتاجم تا بفهمم
زندگی چیست ؟ عشق چیست ؟ محبت چیست ؟
من به جزتو راهی ندارم
ای عزیزم باز برگرد
تا دوباره روزهای خوش زندگانی را آغاز کنیم
تا دوباره معبودمان برایمان طلوعی عاشقانه سر دهد
باز برگرد چون من , امید به تو محتاجم
به تویی که سرتاسر این زندگی ,این تار و پود تن , همه مدیون توان
آری من به تو محتاجم .....؟
خسته ام از این دنیای به ظاهر زیبا
از این مردم که به ظاهر صادق و با وفا اند
خسته ام از دوری , از درد انتظار از این بیماری نا علاج
خسته ام از این همه دروغ و نیرنگ ... خسته ام
آری پروردگارا از این دنیا خسته ام از آدم هایش
از دروغ هایش از نیرنگ هایش خسته ام
پس کو صداقت و محبت چرا اندکی محبت
در میان دل مردم نیست همش نیرنگ پیداست
دیگر دست محبتی در میان مردم نیست
دیگر عشقی پاک و مقدس در میان مردم نیست
سفره ی دل مردم همش دروغ است
به ظاهر پاک و صادقانه است
+ نوشته شده توسط mesud eberkani در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 و ساعت
9:32 |
+ نوشته شده توسط mesud eberkani در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 و ساعت
9:19 |
Tasviri Az Filme:
![]() + نوشته شده توسط mesud eberkani در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت
21:45 |
عطر
![]() عطر از صدها سال پيش يکي از لوازم مهم آراستن بوده و در آن زمان از دو منبع گياهي و حيواني تهيه مي شده است.
عطر به دليل مخارج نسبتا سنگيني که در بر دارد ، گرانبهاست .در حاليکه نوع ضعيفتر و کم دوامتر آن با نامهای ادوتوالت و ادوکلن به بهای ارزانتری به فروش مي رسد.
استفاده از ادو توالت و ادوکلن برای روز ، به ويژه روزهای گرم بهتر است .زيرا عطر ملايمتری دارد.ادو توالت را از نوع عطری که انتخاب کرده ايد مي توانيد تهيه کنيد.زيرا از هر نوع اسانس عطر ، ادو توالت آن نيز موجود است.
نکته ای که لازم به تذکر است ، اينکه عطر را نبايد به دليل گرانتر بودن يا مد روز بودن و يا تازگي نوع آن انتخاب کرد . متاسفانه بسياری از خانمها بي توجه به مسائل اصلي و صرفا تحت تاثير تبليغهای توجه انگيز و يا توصيه اين و آن ، به سراغ عطر مي روند و تصور مي کنند که گرانبها ترين و يا تازه ترين نوع عطری که به بازار عرضه شده است ؛ هميشه بهترين است ، درحاليکه به هيچ وجه اينطور نيست . بعضي هم ، به دنبال شايعات ، هر چند يکبار نوع عطر را بر مي گزينند، به اين خيال که مد روز است. و حال آنکه عطر با هيچ يک از اين مسائل ارتباطي ندارد و تنها چيزی که در انتخاب آن مهم است و بايد مورد توجه قرار گيرد ؛ نوع پوست است .زيرا يک نوع عطر روی پوستهای مختلف ، بوهای متفاوتي دارد.بنابراين به جای آنکه ببينيم فلان خانم يا آقا از چه عطری استفاده مي کند و يا گرانترين و تازه ترين عطری که به بازار آمده کدامست ، بهتر است عطر را روی پوستمان آزمايش کنيم تا بتوانيم درباره آن داوری درستي داشته باشيم .
برای آزمايش و انتخاب عطر ، مقدار کمي از آن را روی مچ دست در ناحيه نبض بماليد ، چند لحظه صبر کنيد و بعد آن را ببوييد.در آن زمان مي توانيد تصميم بگيريد.اگر بوی عطر با پوستتان هماهنگ است ، اما مي خواهيد ملايمتر و يا ارزانتر باشد ، از همان اسانس ، ادو توالت يا ادوکلن آن را بخريد.
مراکز عطر روی پوست
معمولا عطر را به پشت گوشها ، گردن ، زير بازوها ، محل خم شدن ساعد و بازو،مچها و پشت زانوها مي زنند. اين نقاطي است که سرخرگ درست در زير پوست قرار دارد و بوی عطر را به خوبي منتشر مي کند.
نکته ای که در اينجا بايد به آن اشاره کرد اين است که از عطر ، هر قدر هم خوشبو باشد بايد به مقدار بسيار کم استفاده شود ، زيرا در غير اينصورت بوی تند و زننده ای ايجاد مي کند.
اگر مي خواهيد ساعتها خوشبو باشيد ؛ از اين شگرد استفاده کنيد: به يک تکه پنبه کمي عطر بزنيد و آن را در ميان سينه قرار دهيد. با اين کار ساعتها خوشبو خواهيد بود.
نکته ديگر اينکه هيچ گاه شيشه خالي عطر را دور نيندازيد .آن را در کمد لباسهای زير و ملافه ها قرار دهيد تا خوشبو شوند.
![]() + نوشته شده توسط mesud eberkani در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت
21:40 |
۴- انتظارات تان را از همسرتان مشخص كنيد
لازمه يك ارتباط خوب در زندگى زناشويى مشخص شدن خواسته ها و محدوديت ها است. اولين قانون زندگى مشترك اين است كه انتظارات شما از همسرتان بايد منطقى باشد و دوم اينكه همسر شما نيز دقيقاً متوجه مفهوم انتظارات شما شده باشد تا جايى براى هيچ سوءتفاهمى باقى نماند. بسيارى از زوجين انتظار دارند كه بعد از ازدواج وارد يك سرزمين رويايى و پر از شادى شوند، غافل از اينكه گاهى اوقات در زندگى مشكلاتى پيش مى آيد كه ناشى از عدم درك صحيح طرف مقابل است. عدم درك نيازهاى طرف مقابل باعث ورود سرزنش به مرز عاطفى زندگى مشترك و نهايتاً از بين رفتن احساس احترام نسبت به يكديگر مى شود. يكى از سئوالاتى كه زوجين بايد از خود بپرسند اين است كه براى جلوگيرى از ايجاد تشنج در زندگى از چه چيزهايى بايد صرف نظر كنيم؟ مطرح كردن اين سئوال خيلى مهم است. چون نه زن و نه مرد هيچ كدام نمى توانند به تمام نيازهاى يكديگر پاسخ مثبت دهند و از اين رو بايد از تعدادى از خواسته هاى خود صرف نظر كنند. گاهى اوقات صرف نظر كردن از يك خواسته مى تواند زندگى مشترك را از رسيدن به بن بست نجات دهد. هنگامى كه زوجين فكر مى كنند تمام اقدامات و تلاش هاى آنها بى نتيجه است مى بايستى موضع خود را عوض كنند. اين يك اصل استراتژيك در زندگى زناشويى است. با اين كار احساس عدم توانايى كاهش پيدا مى كند و خشم و كينه اى در زوجين نسبت به يكديگر به وجود نمى آيد. فراموش نكنيد هنگامى كه به خاطر همسرتان از خواسته اى مى گذريد با اين كار به او نشان مى دهيد كه چقدر او را دوست داريد و با شهامت مسئوليت زندگى تان را به دست گرفته ايد. ۵- از اعتياد دورى كنيد پديده شوم اعتياد نه تنها باعث از بين رفتن فرد مى شود بلكه كانون زندگى مشترك را نيز از بين مى برد.اين درست نيست كه زندگى مشترك فقط به بهانه اعتياد همسر به طلاق منتهى شود. در اعتياد يك شخص عوامل مختلفى نقش دارند. بهترين كمكى كه كسى مى تواند به همسر معتاد خود بكند اين است كه به جاى اينكه او را در اين زمان طرد كند به او فرصتى بدهد تا سلامتى خودش را بازيابد. طلاق در زمان اعتياد نه تنها وضعيتى را بهتر نمى كند بلكه سبب پيچيده تر شدن درمان براى همسر بيمار مى شود. فراموش نكنيد كه همسرانى كه در لحظات بيمارى و سختى همسر خود را رها نمى كنند و او را عاشقانه دوست مى دارند همسران واقعى هستند. ۶- طلاق آخرين مرحله است متاسفانه بزرگترين اشتباهى كه زوج هاى جوان در ابتداى زندگى مشترك خود مرتكب آن مى شوند اين است كه فقط به تفاهمات اوليه و زودگذر خود فكر مى كنند و به سراغ اختلاف نظرهاى اساسى نمى روند و بعد از گذشت مدت زمان كوتاهى به اين نتيجه مى رسند كه به درد يكديگر نمى خورند و تنها راهى كه براى آنها باقى مانده است طلاق است. در هر زندگى زناشويى مواردى پيش مى آيد كه همسرى به وظايف خود عمل نمى كند و ممكن است رفتارى نامناسب نيز داشته باشد. اين اتفاقات در زندگى غيرطبيعى نيستند. شايد به نوعى بتوان گفت كه اين اتفاقات نوعى آزمايش الهى هستند و آزمون زوجين اين است كه ببينند آيا مى توانند سربلند بيرون بيايند! مشكلات زندگى زناشويى فقط در خانواده شما وجود ندارد بلكه در تمام خانواده ها و در مقياس مختلف وجود دارد. تنها كارى كه زوجين بايد در قبال اين مشكلات انجام دهند اين است كه زياد سخت نگيرند و با حمايت و راهنمايى هاى خود به همسرانشان كمك كنند تا زودتر به مدار طبيعى زندگى شان برگردند. در واقع با واقع گرايى و نه آرمان گرايى مى توان تمام مشكلات زندگى زناشويى را حل كرد، ولى مشكل اين است كه زوجين زمانى را كه بايد صرف ريشه يابى مشكلات خود كنند هدر مى كنند و به اصطلاح از اين شاخه به آن شاخه مى پرند و در نهايت فكر مى كنند كه با عوض كردن همسر خود مى توانند مشكلات را از بين برده و زندگى جديد لذت بخشى آغاز كنند. ۷- حرف آخر: عشق وام بانكى نيست خوشبختى در روابط زناشويى مانند پول است، به راحتى مى توان آن را به دست آورد اما نگه داشتن آن براى مدت زمانى طولانى كار هر كسى نيست. زوجين كار مى كنند، پول درمى آورند و هزاران سختى و مشكل را پشت سر مى گذارند تا به خوشبختى برسند و بتوانند با كسى كه دوستش دارند به راحتى زندگى كنند. وقتى كه هنوز با يكديگر ازدواج نكرده اند حاضرند براى جلب رضايت همديگر خودشان را به آب و آتش بزنند ولى بعد از ازدواج ديگر از تب و تاب اوليه مى افتند. چرا عشق برترين اسم و دوست داشتن قشنگ ترين فعل دنياست و جملاتى كه در آنها از اين اسم و فعل استفاده شده باشد براى انسان ها ارزش بسيارى دارد. شنيدن عبارت دوستت دارم حتى از زبان يك غريبه براى انسان خوشايند است، چه برسد به اينكه همسرى اين جمله را از زبان كسى بشنود كه او را دوست دارد. آيا زندگى مشترك كمتر از آن است كه نخواهيد براى حفظ آن دوباره خودتان را به آب و آتش بزنيد؟ مطمئن باشيد يك پدر موفق بودن، يك همسر فوق العاده بودن ارزش آن را دارد كه بخواهيد به خاطر آن دوباره از خود فداكارى نشان دهيد. فراموش نكنيد كه با ازدواج به آخر خطر نرسيده ايد بلكه تازه به شروع همه چيز رسيده ايد و بايد براى حفظ زندگى مشترك خود تلاش كنيد تا نتيجه تمام زحمات گذشته شما به هدر نرود. اكنون كه صاحب يك زندگى شده ايد بايد بدانيد كه به منظور تقويت آن بايد چه كارهايى انجام دهيد تا بتوانيد خوشبختى را در روابط زناشويى تان بيمه كنيد + نوشته شده توسط mesud eberkani در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت
21:30 |
Azizan Salam Arz Shod
Khubid Dige ?
Mikhaym In Haftaro Ba Aghayun Shoroo Konim
( Albate Ba Ejazeye Khanuma
Nemidunam Ke In Jenabe Ronan Keating Ro Cheghadr Mishnasid
Motmaen Bashid Manam Chizi Bishtar Az Shoma Nemudanam Azash
Pas Har Ki Khub Mishnasadesh Bege
Montazeretun Hastam
Ta Hie Dobare Bye .
+ نوشته شده توسط mesud eberkani در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385 و ساعت
20:32 |
+ نوشته شده توسط mesud eberkani در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385 و ساعت
20:25 |
تعرفه تلفن ثابت اعلام شد
![]() نرخ تعرفه هاى تلفن ثابت در كشور اعلام شد. اين تعرفه ها شامل ارتباط شهرى يعنى ارتباط مشتركين در داخل يك شهر، ارتباط بين شهرى كه شامل ارتباط مشتركين از يك شهر به شهر ديگر مى شود و ارتباط بين الملل كه ارتباط مشتركين از يك كشور به كشور ديگر را دربرمى گيرد. تعرفه اين مكالمات در ساعات مختلف همچون گذشته متفاوت خواهد بود. به طورى كه در ساعات اوليه روز از ۸ صبح الى ۲۱ و ساعات شب از ۲۱ الى ۸ صبح اين نرخ ها متفاوت است. همچنين نرخ مكالمات روزهاى جمعه و تعطيلات رسمى برابر تعرفه هاى ساعات شب (۲۱ تا ۸ صبح) تعيين شده است همچنين تعرفه سرويس هاى ويژه تلفن هاى ثابت شامل آبونمان سرويس هاى ويژه تلفن هاى ثابت مانند
انتقال مكالمه، انتظار مكالمه، شماره گيرى سريع، مكالمه از خط اشغال به خطوط ديگر، سرويس بيدار باش، سرويس نمايشگر شماره CallerID رايگان اعلام شد. بر اين اساس سرويس مكالمه سه نفره ۴ برابر آبونمان ماهانه يك خط تلفن معمولى معين شده است. براساس اين گزارش مبلغ وصولى يك دقيقه مكالمه تلفن بين الملل از ايران به مقصد ساير كشور ها عبارتند از:
همچنين نرخ وصولى مكالمات تلفن بين الملل كه از سوى مشتركين تلفن همراه ايران به مقصد ساير كشورها برقرار مى شود از ساعت ۸ صبح تا ۲۱ به ازاى هر دقيقه معادل مبلغ ۱۰ پالس و از ساعت ۲۱ تا ۸ صبح و روزهاى جمعه و تعطيلات رسمى به ازاى هر دقيقه معادل مبلغ ۸ پالس اضافه گردد. نرخ وصولى يك دقيقه ارتباط تلفن ثابت به مقصد تلفن ماهواره اى ثريا با كد (۰۰۸۸۲۱۶) مبلغ ۸۶۰۰ ريال به اضافه ۶ درصد ماليات و عوارض مى باشد كه تغييرى نكرده است. ضمناً به نرخ وصولى ارتباط مشتركين تلفن همراه به مقصد ترمينال هاى ماهواره اى ثريا از ساعت ۸ صبح تا ۲۱ به ازاى هر دقيقه معادل مبلغ ۱۰ پالس و از ساعت ۲۱ تا ۸ صبح و روزهاى جمعه و تعطيلات رسمى، به ازاى هر دقيقه معادل مبلغ ۸ پالس اضافه مى شود. نرخ هاى قبلى وصولى ارتباطات بين الملل دريايى اينمارست و ارتباطات بين الملل تلكس و تلگراف به قوت خود باقى است + نوشته شده توسط mesud eberkani در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385 و ساعت
20:16 |
۹۳درصد از بازاريابيها در آمريكا از طريق اينترنت انجام ميشود
كارشناسان آمريكايي اعلام كردند كه ۹۳درصد از بازاريابيهاي انجام شده در اين كشور از طريق اينترنت و با ارسال ايميل انجام ميشود.
به گزارش سايت ،KATAWEBبر اين اساس بازاريابان آمريكايي براي جذب مشتريان و تشويق آنان به خريد كالاهايشان اقدام به ارسال ايميل ميكنند.
بر اين اساس بازاريابان آمريكايي از براي تبليغ كالاهايشان از خدمات ارايه در وبلاگهاي مختلف نيز استفاده ميكنند.
عملكرد برخي از بازاريابان بر ديگر بازاريابان آمريكايي تاثير گذاشته و باعث شده است كه آنان نيز از خدمات اينترنتي و وبلاگها براي تبليغ كالاهاي خود و جذب مشتريان بيشتر استفاده كنند.
گزارشهاي منتشر شده نشان ميدهد كه ۲۸درصد از بازاريابان آمريكايي نيز طرحهايي براي استفاده بهينه تر از تبليغات اينترنتي در دست اجرا دارند.
اين تحقيق نيز نشان ميدهد كه ۶۷درصد از بازاريابان آمريكايي استفاده از خدمات اينترنتي را براي جذب مشتريان بيشتر مفيدتر و سودمندتر مي دانند.
در حال حاضر بازاريابيهاي اينترنتي در كشور آمريكا از رشد قابل توجهي برخوردار شده بطوري كه در گذشته اين اقدامات از طريق اينترنت كمتر صورت ميگرفت + نوشته شده توسط mesud eberkani در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385 و ساعت
20:13 |
پرداخت وام 10ميليون توماني مسکن از اول خرداد
وزير مسکن و شهرسازي گفت : پرداخت وام 10 ميليون توماني مسکن به اقشار کم درآمد از هفته نخست خرداد آغاز خواهد شد.
به گزارش فارس ، محمد سعيدي کيا در جمع خبرنگاران افزود: هم اکنون 4 ميليون خانه روستايي با جمعيت 25 ميليون نفر در سطح کشور وجود دارد که از اين تعداد ، 2 ميليون و 500 هزار خانه نياز به نوسازي دارد و براساس تصميم دولت ، همه خانه هاي روستايي در مدت 10 سال نوسازي و بازسازي مي شون. وي با اشاره به اين که بايد براساس برنامه ريزي هاي صورت گرفته ، سالانه 200 هزار واحد مسکوني روستايي در کشور نوسازي شود ، اظهار کرد: در اين زمينه ، امسال 12 هزار واحد مسکوني در استان آذربايجان شرقي با 60 ميليارد ريال اعتبار نوسازي خواهد شد. سعيدي کيا درباره وامهاي يکصد ميليون ريالي تهيه مسکن نيز گفت : از هفته نخست خرداد اين وامها پرداخت خواهد شد + نوشته شده توسط mesud eberkani در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385 و ساعت
20:8 |
+ نوشته شده توسط mesud eberkani در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385 و ساعت
0:27 |
به این ده سوال پاسخ دهید تا دریابید که چه اندازه با احساسات و عواطف خود در ارتباط هستید سپس امتیاز های خود را جمع کرده و نتیجه حاصل را مشاهده نمایید!
سوال: 1)هنگامی که غمگین و ناراحت هستید, آیا می توانید علت نناراحتی خود را پیدا کنید؟
2) هر چند وقت یک بار شما چیزهایی را خریداری می کنید, ولی واقعا نمی توانید از پس هزینه های آن ها برآیید؟
3) آیا شده که حرفی بزنید و بعد از گفتن آن پشیمان شده باشید؟
4) وقتی کسی شما را عصبانی کند, در این صورت شما:
5) معمولا چند مدت طول می کش که به خواب بروید؟
6) معمولا در چه شرایطی به خود این اجازه را می دهید که گریه کنید؟
7) آیا احساس می کنید که دوستان خوبی دارید؟
8) تا چه حد به توانایی ها و استعدادهایتان اطمینان دارید؟
9) چه چیزی باعث شادی و رضایت بیشتر در شما می شود یا به عبارتی باعث ایجاد انگیزه بیشتر در کارهایتان است؟
10) از نظر من شادی و خوشبختی هر کس عمدتا بر پایه:
حالا امتیاز ها را با هم جمع کرده و روی امتیاز های پایین کلیک کنید؟!
+ نوشته شده توسط mesud eberkani در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385 و ساعت
0:15 |
براي اولين بار در خاورميانه از سوي دانشگاه تربيت مدرس
كارشناسان ارشد تجارت الكترونيكي فارغالتحصيل ميشوند
گروه كامپيوتر- مدير دوره كارشناسي ارشد بازاريابي و تجارت الكترونيك دانشگاه تربيت مدرس گفت: دانشجويان اولين دوره «كارشناسي ارشد بازاريابي و تجارت الكترونيك» براي نخستين بار موفق به دريافت مدرك فارغالتحصيلي اين رشته در سطح خاورميانه ميشوند.
دكتر امير البدوي با اعلام اين خبر افزود: اين دانشگاه براي نخستين بار در كشور و خاورميانه در سال 1382 اقدام به جذب دانشجو در سطح كشور كرد كه روز پنجشنبه 21ارديبهشت ماه، طي مراسمي با حضور مسوولان وزارتخانههاي علوم، تحقيقات و فناوري و بازرگاني و دانشگاه تربيت مدرس30نفر از اين افراد فارغالتحصيل خواهند شد.
وي با اشاره به اينكه بحث تجارت الكترونيك در حال حاضر در دنيا با سرعت چشمگيري روبه رشد است، خاطرنشان ساخت: در حال حاضر بيشتر كشورهاي دنيا، برنامهريزي گستردهاي براي اين رشته دارند كه يكي از مهمترين اين برنامهريزيها، بحث آموزش بازاريابي و تجارت الكترونيك بوده است.
به گفته دكتر البدوي، آموزش تجارت الكترونيك در سطح كشور ما تاكنون به صورت آموزشهاي رسمي انجام نشده كه به همين علت، دانشگاه تربيت مدرس به همراه يكي از دانشگاههاي معتبر خارج از كشور، با برپايي دوره مشترك در سال 1382 اولين دانشجويان اين رشته را پذيرش كرده است. رييس بخش مهندسي صنايع دانشگاه تربيت مدرس گفت: طي دوره نخست اين آموزشها 30موضوع تحقيقاتي در زمينه تجارت الكترونيك، مرتبط با نيازهاي كشور توسط اين دانشجويان پژوهش و بررسي شده است. وي از كاربرد تجارت الكترونيك در صنايع كشور، بخشهاي خدماتي از قبيل بانكداري، هتلداري، صنايع توليدي و خدمات هواپيمايي به عنوان محورهاي پژوهشهاي مذكور نام برد.
وي اظهار داشت: طبق برنامهريزيهاي صورت گرفته، از سال 1386 دوره دكتراي تجارت الكترونيك براي نخستين بار در ايران و خاورميانه توسط تربيت مدرس راهاندازي خواهد شد.
رييس بخش مهندسي صنايع دانشگاه تربيت مدرس گفت: كليه وروديهاي اين دوره از طريق آزمون پذيرش شده كه اين افراد موظف به قبولي در امتحان زبان، آمار و رياضيات هستند.
وي اضافه كرد: دورههاي مذكور به طور كامل به زبان انگليسي برگزار شده و تسلط به زبان انگليسي و مباحث پايه كارشناسي ارشد يكي از مهمترين شرايط ورود به اين دورهها است
+ نوشته شده توسط mesud eberkani در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385 و ساعت
20:20 |
تعداد آی پی آدرسهای اينترنتی فعلی رو به اتمام است
گروه كامپيوتر- رشد روزافزون تلفنهای هوشمند، تلویزیونهای اینترنتی و سایر دستگاههایی که به اینترنت متصل ميشوند باعث کاهش تعداد آدرسهای آیپی شده، به طوری که نتایج یک تحقیق نشان میدهد تعداد آدرسهای آیپی نسخه چهار تا سال 2012 به پایان ميرسد.
متخصصان همچنین معتقدند که پروتکل فعلی اینترنت محدودیتهایی را در زمینه ارایه محتوای مالتی مدیا و ارتباطات از جمله در زمینه آی پی موبایل، شبکههای P2P و تماسهای ویدئویی ایجاد ميکند، اما نسخه شش آدرسهای اینترنتی که هم اکنون به شکل محدود و اغلب در بخش آزمایشگاهی مورد استفاده قرار ميگیرد به راحتی ميتواند چنین مشکلاتی را مرتفع کند.
بر اساس تخمین IDC تا سال 2012 در حدود 17میلیارد دستگاه به اینترنت متصل ميشوند و این در حالی است که تعداد آدرسهای اینترنتی نسخه چهار هم اکنون بالغ بر چهارمیلیارد و300میلیون است.
آیپی نسخه شش 128بیتی و آیپی نسخه چهار 32بیتی است و به همین دلیل آیپی نسل جدید امکان اتصال تعداد بیشتری از دستگاهها را به اینترنت فراهم ميآورد.
بر این اساس دولت ایالات متحده با در نظر گرفتن بودجه ای تمام شبکههای فدرال را ملزم کرده تا سال 2008 امکان انتقال دادههای تحت آیپی نسخه 6 را فراهم آورند.
با این حال تا سال 2010 تنها 30درصد از خدماتدهندگان اینترنتی از آیپی نسخه 6 پشتیبانی ميکنند.
اما برای ارتقا از آیپی نسخه چهار به آیپی نسخه 6 چه میزان اعتبار لازم است؟ براساس تخمین NIST/RTI در مجموع از سال 1997 تا سال 2025 در حدود 4/25میلیارد دلار برای این ارتقا لازم است که از این میزان 4/1میلیارد دلار سهم شبکههای زیرساخت، 3/23میلیارد برای فراهم کردن اتصال کاربران، 593 میلیون دلار سهم ملزومات کاربردی و 136میلیون دلار نیز سهم خدماتدهندگان اینترنت است
+ نوشته شده توسط mesud eberkani در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385 و ساعت
20:16 |
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||